به نام قدرت مطلق منم میخوام قصه زندگی خودموبنویسم چندبارنوشتم ولی انقرزیاداست که نمدانم ازکجاشروع کنم من دختریک مصرف کننده بودم وهمیشه ارزوداشتم باکسی زندگیماشروع کنم که مصرف کننده نباشدولی همیشه میگن ازهرچی بترسی سرت میاد بله همسرمن هم مخفیانه مصرف کننده بودازصونتی شروکردتابه شیمیای رسیدحاصل زندگی من دوفرزندبودکه میخواستم جدابشم که خداوندناخواسته یک فرشته نازبهم دادقبل ازاینکه این نعمت بهم بده ماخیلی جنجال داشتیم ومن هم به خاطرلجبازی که باهاش داشتم قرص اعصاب مصرف میکردم ودایم خواب بودم تااین فرزندعزیزم خدابهم دادومن بعدبه دنیااومدن بچه شروع به مصرف کردم باهمسرم وبامعتادای زیادی سرکارداشتم چون کارزایعات داشتیم ومیخواستم به اونها کمک کنم که زندگی. خودم هم رفت روهوا واینابگم که این فرشته کوچک خیلی توزندگی مادوتااذیت شدولطمه خوردتامن تصمیم گرفتم درست بشم ورهاشدم والان زندگی خیلی عالی دارم وشکرگذارم ازخداوندعزیزم که بهترین راهنمارادرسرراهم قراردادمن خیلی خلاصه تعریف کردم الهی شکر
خدارو شکرو سپاس بابت زندگی زمینی ک ب من بخشید ،
تمام مدتی ک زندگی کردم درگیر وابستگی هام بودم
وابسته ب همسر فرزند اموالی ک زحمتش و کشیدم
بازیهای زندگی ب من فهماند دست بکشم از وابستگی هام
و اگر قراره روزی برم از این دنیا ک قطعا میرم انچه میبرم
وابستگی هام نیستن بلکه درک و فهم اگاهی از خودم و پروردگارم است پس باید تلاش کنم
ب داشته های معنویم و فهمم از دنیای ک هستم و دنیای درونم بالا ببرم باید ب نسخه بهتر خودم در راه خدمت ب خود و دیگران باشم بابت فرصت زندگی شاکر باشم و رها در ازمایش ها وازمون های الاهی ام
سلام .زندگی من پر از راز و رمز هست .اگه یه کارگردان بیاد زندگی منو به صورت یه فیلم در بیارد بی شک پر فروشترین فیلم میشه .چون هم بدبختی زیادی کشیدم و هم معجزات زیادی را تجربه کردم .من چندین بار از مرگ حتمی نجات پیدا کردم من چندین بار اوردوز کردم زمانی که کراک را تزریق میکردم ولی همیشه به شکل معجزه آسا نجات پیدا میکردم .من خانواده همیشه منتظر مرگ من بودند شاید باور نکنید ولی مرحوم پدرم وسایل ختم و مراسم من را آماده کرده بود .
من در این مسیر مصرف خیلی معجزات را دیدم که گفتن هر کدامشان کتابی میشود .
من موقعی که همه از من ناامید شدند و از من دست کشیدند یک معجزه دیگه اتفاق افتاد و قطع مصرف کردم ۱۵ سال پاک ماندم ولی باز نمیدونم چه اتفاقی افتاد که مصرف را شروع کردم .خسته شدم از نوشتن اگه فرصتی شد ادامه خواهم داد.ولی امروز خدا را سپاس گذارم که به کمک مسافر داره درمان میشوم و از خدا میخواهم منو به رهایی برسونه که خوب میدونم که میرسونه پس خدا دوست دارم
سلام .زندگی من پر از راز و رمز هست .اگه یه کارگردان بیاد زندگی منو به صورت یه فیلم در بیارد بی شک پر فروشترین فیلم میشه .چون هم بدبختی زیادی کشیدم و هم معجزات زیادی را تجربه کردم .من چندین بار از مرگ حتمی نجات پیدا کردم من چندین بار اوردوز کردم زمانی که کراک را تزریق میکردم ولی همیشه به شکل معجزه آسا نجات پیدا میکردم .من خانواده همیشه منتظر مرگ من بودند شاید باور نکنید ولی مرحوم پدرم وسایل ختم و مراسم من را آماده کرده بود .
من در این مسیر مصرف خیلی معجزات را دیدم که گفتن هر کدامشان کتابی میشود .
من موقعی که همه از من ناامید شدند و از من دست کشیدند یک معجزه دیگه اتفاق افتاد و قطع مصرف کردم ۱۵ سال پاک ماندم ولی باز نمیدونم چه اتفاقی افتاد که مصرف را شروع کردم .خسته شدم از نوشتن اگه فرصتی شد ادامه خواهم داد.ولی امروز خدا را سپاس گذارم که به کمک مسافر داره درمان میشوم و از خدا میخواهم منو به رهایی برسونه که خوب میدونم که میرسونه پس خدا دوست دارم
سلام به خدای عزیزم خدایاهمه کسم فقط توی امیدزنده بودنم فقط خودتی من ازتوبهترینامیخوام میدونم ایمان دارم همه نیازهایم برطرف میکنی برای نعمتهای که داری شکرمیکنم برای بچهای خوبم برای زندگی خوبم برای کارخوبم قربونت بشم ای تمام هستیم باتمام وجودم حست میکنم خدایاشکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
سلام به خدای عزیزم به خدای عزیزترازجانم به تمام امیدم زندگی من فرازنشیب زیاد داشته ولی به امیدخودت زندگی اشفتمودارم درست میکنم باکمک خودت ای خدای عزیزم شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
سلام خدای من قصه زندگی من پیچیده است در دفتر در دستم ریز به ریز نوشتم.ولی مثل بقیه از داستان منم میشه کتاب نوشت و فیلمش رو ساخت.۲۵ ساله ازدواج کردم حاصلش سه پسر و سه نفس من هستن امید من به زندگی و امید من برای رهایی و پاک بودن
من همیشه با اعتیاد مشکل داشتم و وقتی میخواستم به زور همسرم رو ترک بدم خودم اسیر شدم.میگن شیطون به لج به جهنم رفت.منم همینطور با شیطون درونم رفتم و به بازی اعتیاد گرفتار شدم.با لج که گفتم اگر تو ترک نکنی من مصرف میکنم.الان که دارم مینویسم میبینم چقدر مسغره و چقد لوث وارد بازی شدم.چرا وقتی کسی نخواد نمیشه مجبورش کرد ولی چرا با جسم خودت بازی کردی و ده سال تو بازی موندی …سال ۹۶ رها شدم که خداوند ماکی رو بمن داد هدیه پاکی من بود که همه بمن گفتن دیگه پسرات بزرگ شدن و اینو نگه ندار ولی خودم میدونستم که این هدیه خداوند بمن هست و شد عشق من …..تاکرونای لعنتی اومد و الکی دوباره شروع شد چیزیکه الان میگم واقعا اگر آدم سرطان بگیره بمیره بهتر از اینه که مصرف کننده بشه.تا الان که خداوند مسیر مسافر رو سر راهم گزاشت.خدارو هزاران مرتبه شکرو بقول استاد مسافر اینجا مینویسم تا بدونم میخوام از تاریکی به روشنایی و نور برسم و قدم به قدم فقز خدا رو صدا میزنم.خدااااااایاشکرررررررررت.
8 دیدگاه ها