راز پیشرفت کارها
روز ششم
اگر شما هر فعالیتی، هر هنری، هر مهارتی و هر نظم و ترتیبی را که بر آن تسلط دارید تا آنجا که امکان دارد به پیش ببرید و تا مرزهایی به جلو برانیدشان که پیشتر به آن نرسیده بودند، آنگاه آنها را به سرزمین معجزه رهنمون شدهاید.
تام رابین (۱۹۳۶-) نویسنده
چگونه امکان دارد کسی که در فقر مطلق به دنیا آمده، بیهیچ چیزی زندگی را شروع کند و با تحصیلات بسیار کمی که دارد، رئیس جمهور یا فرد مشهوری شود یا یک امپراتوری را بناگذارد و به یکی از ثروتمندان جهان بدل شود؟ و چگونه است که دو نفر که کاری را با هم شروع میکنند، یکیشان به موفقیتهای بزرگ دست مییابد، حال آنکه دیگری به رغم تلاشی که برای دستیابی به موفقیت به خرج میدهد، به نتیجهٔ مهمی دست پیدا نمیکند. رابط و حلقهٔ گم شده در دستیابی به موفقیت، قدرشناسی است، چرا که براساس قانون جذب، شما باید برای آنچه که دارید سپاسگزار باشید تا موفقیت را جذب کنید. بنابراین بدون قدرشناسی، داشتن موفقیت دایمی غیرممکن است.
روز ششم: راز پیشرفت؛ عبور از مرزهای معمولی به سرزمین معجزه
۱. قانون «مرزهای جدید»:
فراتر از آنچه هستی تام رابین به ما میگوید که معجزه، اتفاقی نیست که از آسمان ببارد؛ معجزه، نتیجهی برخورد «تسلط» با «مرزهای نادیده» است.
تلاش معمولی: یعنی انجام دادن کاری به همان شکلی که همیشه انجام میشده، تا زمانی که خسته شوی. این کار تو را در جایگاه فعلیات نگه میدارد.
تلاش معجزهآسا: یعنی هر مهارت، هر هنر و هر نظم و ترتیبی را که داری، به عنوان یک «مسابقه با خود» ببینی. هدف این نیست که فقط کار را تمام کنی، بلکه هدف این است که آن را تا جایی پیش ببری که «خود قبلیات» نتواند آن را انجام دهد. معجزه در آن نقطهای رخ میدهد که تو از «خوب بودن» عبور کنی و به «عالی بودن» برسی.
۲. حلقه گمشده:
چرا تفاوت میان دو تلاشگر وجود دارد؟ چرا دو نفر با شروع یکسان، به مقاصد متفاوت میرسند؟ پاسخ در «کیفیت فرکانس در حین عمل» است. فرد اول، در حین کار کردن، در وضعیت «کمبود و ترس» است. او مدام فکر میکند: «اگر نشود چه؟»، «چقدر سخت است»، «چقدر زمان میبرد». او در حال مبارزه با واقعیت است. فرد دوم، با استفاده از «حلقه قدرت: قدرشناسی»، در وضعیت «فراوانی» کار میکند. او برای مهارتی که دارد سپاسگزار است، برای ابزاری که در دست دارد قدردان است و برای هر قدم کوچکی که برمیدارد، از کائنات تشکر میکند.
قانونِ جذب موفقیت: اگر تو موفقیت بزرگ بخواهی، اما در حین مسیر از موفقیتهای کوچک فعلیات شکرگزاری نکنی، کائنات میبیند که تو در واقع «ناسپاس» هستی؛ و ناسپاسی یعنی «عدم پذیرش آنچه هست». وقتی آنچه هست را قبول نکنی، هرگز راهی برای رسیدن به آنچه نیست پیدا نخواهی کرد.
۳. معجزه در گرو «تداوم سپاسگزارانه» است موفقیت دائم، یک اتفاقِ گذرا نیست؛ بلکه یک «وضعیت وجودی» است:
بدونِ قدرشناسی، موفقیت مانند خانهای روی شن است؛ به محض اینکه باد چالشها بوزد، فرو میریزد. اما قدرشناسی، پی خشتی است که موفقیت را به زمینِ واقعیت متصل میکند.
تمرین عملی امروز (روز ششم): امروز قرار است «مرزهای توانایی» خود را با «قدرت سپاسگزاری» جابهجا کنیم.
1. تمرینِ «یک قدم فراتر» :
امروز در یکی از کارهایی که انجام میدهی (چه در شغل، چه در خانه، چه در یک مهارت هنری)، تصمیم بگیر که «کمی بیشتر از حد معمول» انجامش دهی. اگر نوشتهای مینویسی، آن را با دقت و زیبایی بیشتری بازبینی کن. اگر خانهای را تمیز میکنی، آن را با چنان دقتی انجام بده که گویی برای یک پادشاه آماده میکنی. اگر کاری را انجام میدهی، آن را با چنان سرعتی و کیفیتی تمام کن که خودت هم از انجام دادنش شگفتزده شوی. (هدف این است که مرز عادت را بشکافی.)
2. شکرگزاری برای «ابزارِ پیشرفت»:
در دفترچهات، برای ابزارهایی که به تو کمک میکنند تا پیشرفت کنی، سپاسگزاری کن. مثلا: برای کتابی که میخوانی، برای لپتاپی که با آن کار میکنی، برای انرژی بدنت، برای ذهنی که یاد میگیرد، یا برای مربی یا شخصی که راهنماییات میکند. بنویس: «سپاسگزارم از [نام ابزار] که پلی برای رسیدن من به مرزهای جدید است.»
3. تأمل در «موفقیتهای میکروسکوپی»:
در پایان امروز، به جای اینکه فقط به کارهایِ انجام نشده فکر کنی، ۳ مورد از «پیشرفتهای کوچک» امروزت را پیدا کن (حتی اگر فقط ۵ دقیقه تمرکزِ بیشتر بوده باشد) و برای آنها عمیقا شکرگزاری کن. این کار، مغز تو را برای «جذب پیشرفتهای بزرگتر» برنامهریزی میکند.
یادداشت مسافر: «معجزه، جایی رخ میدهد که تلاش بیوقفه با قلب سپاسگزار ملاقات میکند. امروز، مرزهای خود را نه با فشار، بلکه با عشق و قدرشناسی جابهجا کن.»
22 دیدگاه ها