جبر
شما هر وقت دلتان خواست از دین خارج شوید؛ نمی خواهد بر خدا و بر دیگران منّت بگذارید.
کفر شما نه برای خدا زیانی دارد نه برای دیگران. جوری تهدید به خروج از دین می کنید که انگار دینداری شما نفعی برای خدا و اسلام دارد.
“” وَ قالَ مُوسى إِنْ تَکْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمیعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ حَمیدٌ””
و موسى(به بنى اسرائیل) گفت: «اگر شما و همه ی مردم روى زمین کافر شوید، (به خدا زیانى نمى رسد؛ چرا که) خداوند، بى نیاز و ستوده است.»
“” قُلْ یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَکُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما یَهْتَدی لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما یَضِلُّ عَلَیْها وَ ما أَنَا عَلَیْکُمْ بِوَکیلٍ””
(ای پیامبر!) بگو: اى مردم! حقّ از طرف پروردگارتان به سراغ شما آمده؛ هر کس(در پرتو آن) هدایت یابد، براى خود هدایت شده؛ و هر کس گمراه گردد، به زیان خود گمراه مى گردد؛ و من وکیل شما نیستم.»
“” وَ أَنْ أَتْلُوَا الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما یَهْتَدی لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَقُلْ إِنَّما أَنَا مِنَ الْمُنْذِرینَ “”
و اینکه قرآن را تلاوت کنم! هر کس هدایت شود به سود خود هدایت شده؛ و هر کس گمراه گردد(زیانش متوجّه خود اوست؛) بگو: «من فقط از انذارکنندگانم!»»
“” وَ لَقَدْ آتَیْنا لُقْمانَ الْحِکْمَةَ أَنِ اشْکُرْ لِلَّهِ وَ مَنْ یَشْکُرْ فَإِنَّما یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمیدٌ””
ما به لقمان حکمت دادیم؛ (و به او گفتیم:) شکر خدا را به جاى آور! که هر کس شکرگزارى کند، تنها به سود خویش شکر کرده؛ و آن کس که کفران کند، (زیانى به خدا نمى رساند)؛ چرا که خداوند بى نیاز و ستوده است.»
این هم جواب خدا به شما.
- جبر در به وجود آمدن، معنی ندارد. باید چیزی باشد که از او بپرسند. موجودی که هنوز نیست، چگونه از او می توان پرسید که آیا می خواهی خلق بشوی یا نه؟ لذا اصل این سوال، خلاف منطق است. البته خلقت از عدم هم خودش توهّمی بیش نیست. انسان همیشه بوده و همیشه هم خواهد بود.
- موجودی که همیشه بوده، باز جبر در خلقت او، بی معنی است. حقیقت آن است که انسان، همواره بوده است. تا خدا بوده، انسان هم بوده. لکن قبل از به دنیا آمدن، در عوالمی دیگر بوده است. معنی ندارد که علّت تامّه باشد ولی معلولش نباشد. لذا تا خدا(علّت تامّه) بوده، مخلوقاتش هم بوده اند. عدم شدن مخلوقات هم محال است؛ چون محال است «معلول» عدم شود ولی علّت تامّه اش موجود باشد. کسی که خیال می کند با وجود علّت تامّه، معلول می تواند نباشد، در حقیقت درک درستی از اصل علیّت ندارد.
- پس ما همواره بودیم ولی در دنیا نبودیم. پس به دنیا آمدن غیر از به وجود آمدن است.
آیا ما جبراً به دنیا آمدیم یا اختیاراً؟
ما قطعاً با اختیار خودمان به دنیا آمده ایم، اگر چه یادمان نیاد.
شما خودتان در عالم ذرّ خواسته اید که به دنیا بیایید. اگر خواهان به دنیا آمدن نبودید، به دنیا نمی آمدید.
در عالم ذرّ از همگان سوال شده که آیا حاضرید به دنیا بروید و هر جور که می خواهید ساخته شوید؟
آنهایی که قبول کرده اند به دنیا می آیند و آنها که قبول نکرده اند، به دنیا نخواهند آمد. حتّی نوع امتحانات دنیایی را هم خود افراد، در عالم ذرّ انتخاب نموده اند.
از منظر قرآن و احادیث، انسان از ازل بوده است. لذا آغاز زمانی ندارد که بگوییم آغازش با اختیار نبوده است. هر اندازه هم در زندگی یک فرد به عقب بروید، آن فرد موجود بوده است. قبل از آنکه به دنیا بیاید، در عالم رحم بوده است؛ و قبل از آن در صلب پدر بوده است؛ و قبل از آن در اصلاب و ارحام اجداد و جدّات خود بوده است تا برسد به صلب آدم(ع)
. لذا فرمود:
“” وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلین “”
“”و آن گاه که پروردگار تو از بنی آدم، از پشت هایشان، ذرّیه ی آنها را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه کرد که: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: چرا! گواهى دادیم. تا در روز رستاخیز نگویید ما از آن غافل بودیم.””
این آیه ی شریفه که به آیه ی میثاق یا آیه الست یا آیه ذرّ مشهور شده ، به این حقیقت اشاره دارد که بعد از خلقت یافتن حضرت آدم (ع) ، خداوند متعال از پشت او ، فرزندان او را برگرفته و از پشت فرزندان او فرزندانِ فرزندان او و از پشت فرزندانِ فرزندان او ، فرزندانِ فرزندانِ فرزندان او و … را تا روز قیامت برگرفت و از همگی پیمان توحید ربوبیّت گرفت.
نویسنده: رضا فاتحی
6 دیدگاه ها