در موضوع درخواست و قانون خواسته، زمان بسیار حیاتی است. زمان یکی از مراحل اساسی در فرآیند درخواست است. اگر فردی خواستهای برای درمان خود نداشته باشد، باید به او زمان داد تا این خواسته درونش شکل بگیرد. همچنین، فردی که به درمان نیاز دارد نیز باید به خودش زمان بدهد تا مسیر درمان خود را کامل کند. در طول فرآیند درمان، حواس فرد باید به درمان و مسیر درمان خود باشد. یک فرد که مصرف کننده مواد مخدر است، از روز اول که به مقدار 5 گرم مواد مخدر مصرف نمیکند، ابتدا با یک نخ سیگار شروع میکند. پس از یک هفته، به یک بسته سیگار در روز میرسد و به تدریج، هر ماه یکبار مصرف مواد مخدر به یکبار در هفته تبدیل میشود. سپس، مصرف مواد مخدر به صورت روزانه و شبانه افزایش مییابد و در نهایت، فرد باید حتی در طول روز چندین ساعت پیاپی مواد مخدر مصرف کند تا بتواند به صورت عادی حرکت کند و زندگی عادی را تجربه کند.
برای خروج از وابستگی و رسیدن به درمان، زمان بسیار حیاتی است. عنصر زمان یکی از مراحل اساسی در فرآیند درمان وابستگی است و نمیتوان آن را نادیده گرفت. برای رسیدن به یک رهایی مستدام و پایدار، زمان ضروری و حیاتی است. در برخی موارد، در کمپهای ترک اعتیاد اجباری و سایر مکانها، تلاش میشود فرد مصرفکننده را در مدت زمان کوتاهی مثلاً ده روز یا حتی کمتر، به درمان برسانند و از مسیر اعتیاد خارج کنند. اما از نظر ما، این روشها ممکن است موثر نباشند و برای رسیدن به درمان وابستگی، نیاز به زمان و تمرکز بیشتری داریم. شما میتوانید نتیجه این کار را در سطح جامعه به وضوح مشاهده کنید، بارها اتفاق افتاده است که در بعضی از این کمپ ها افراد با یک نوع مصرف مواد مخدر وارد کمپ میشوند، در مدتی که در کمپ اقامت دارند و با دیگران گفتگو میکنند.
بعضی افراد، زمانی که در محیطهایی که با مواد مخدر مختلف و روشهای مصرف آشنا میشوند، با چیزهای جدیدی آشنا میشوند و این ممکن است باعث شود که وقتی از آن محیط خارج میشوند، مواد مخدر قبلی خود را ادامه ندهند و به مواد مخدر دیگری متمایل شوند. برخی افراد ممکن است با مصرف یک نوع ماده مخدر وارد کمپ درمانی شوند و پس از خروج از آنجا، به مصرف چندین ماده مخدر به صورت همزمان بپردازند. حتی افرادی که قصد رهایی از وابستگی به مواد مخدر را دارند، باید به عنصر زمان توجه کنند و هیچگاه عجلهای در روند درمان نداشته باشند. زمان، یکی از عوامل اساسی در رسیدن به رهایی مستدام از وابستگی به مواد مخدر است و باید با دقت و تمرکز به آن پرداخته شود.
همانطور که به صورت کم کم و پله پله به مواد مخدر وابسته شده اند و مصرفشان روز به روز افزایش یافته است به همان صورت هم باید برای درمان خود زمان بگذارند و عنصر زمان را هرگز فراموش نکنند، پس عنصر زمان بسیار بسیار مهم است و همیشه باید مرحله زمان را در نظر بگیریم تا به نتیجه دلخواه که رهایی و بی نیازی به مصرف مواد مخدر است برسیم و در مسیر نور، روشنایی و ارزش ها حرکت کنیم تا به مقصد برسیم.
همین الان با یک تماس زندگیتان را تغییر دهید،ما در کنارتان هستیم.
شماره تماس: 91007002_051
همیشه باید به یاد داشت که مفهوم زمان در شرایط مختلف به صورت متفاوتی تجربه میشود. برای مثال، زمان برای فردی که در انتظار قرار دارد، با زمان فردی که به سمت مقصدش حرکت میکند، متفاوت است. فردی که در انتظار دیگری در محلی قرار گرفته است، زمان را به کندی میگذراند، در حالی که فردی که به سمت مقصدش حرکت میکند، زمان را به سرعت میگذراند و شاید حتی تعجب کند که چرا زمان به این سرعت میگذرد. بنابراین، همیشه باید در نظر داشت که زمان برای فردی که با مشکلات و سختیها روبرو است، به کندی میگذرد، در حالی که زمان برای فردی که در حال لذت بردن و شادی است، به سرعت میگذرد. این آگاهی از تجربه مختلف زمان، میتواند به ما کمک کند تا بهترین استفاده را از زمان خود برای دستیابی به اهداف و رسیدن به رهایی از مشکلات ببریم.
حتماً برای شما هم پیش آمده است که زمانی برایتان دیر یا زور گذشته باشد، وقتی به مادرم میگفتم این هفته چه زود گذشت در جوابم میگفت ظاهراً خیلی بهت خوش گذشته و برعکس وقتیکه میگفتم این هفته چرا تا این اندازه طول کشید و تمام نمیشود باز در جواب این حرفم میگفت انگار خیلی بهت سخت گذشته، پس این را همیشه مد نظر داشته باشید که زمان، برای شخصی که در حال سپری کردن سختی و مشکلات است کندتر میگذرد نسبت به کسی که در حال خوب و خوش یا عادی دارد زندگی را سپری میکند.
زمان و نظریه نسبیت از دیدگاه قرآن
ما به عنوان مسلمانان بسیار خوشبخت هستیم که کتابی به این دقت و کمال در دسترس داریم که برای هر مسئلهای راهحلی و برای هر دردی دوایی دارد. قرآن کریم، کتابی است که به نظر من کاملترین کتاب آسمانی است که برای بشریت وجود دارد. اگر به آن دقت کنیم و کمی تأمل نماییم، میبینیم که واقعاً برای هر مسئله کوچک یا بزرگی، راهنماییها و راهحلهایی در آن وجود دارد.
قرآن به طور واضح به ما توصیه میکند که دقیق باشیم و تفکر کنیم. این کتاب برای افرادی که به دقت و تأمل پرداخته و به تفکر میپردازند، نشانههای بسیاری دارد. حتی قانون نسبیت که امروزه همگان با آن آشنا هستند، در قرآن مطرح شده است. اگر کمی بیشتر در مورد این قضیه بدانیم و بیشتر درباره آن بحث کنیم، میتوانیم عمق و حساسیت بیشتری از آیات قرآنی فهمید. این کتاب، به عنوان راهنمایی و رهنمود برای زندگی موفق و معنوی، بینظیر است و اگر با تمام وجود به آن پایبند باشیم، میتواند ما را به سوی رشد و تحول روحی و اخلاقی هدایت کند.
وَ إنَّ یوماً عِندَ رَبِّکَ کَاَلْفِ سَنَهٍ مِمّا تَعُدّونَ (سوره حج آیه 47)
و یک روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سالهایی است که شما میشمارید.
بگذارید برای آن دسته از دوستان که مانند خود من تازه در مورد نظریه نسبیت شنیدهاند بیشتر توضیح بدهیم تا در ابتدا ببینیم اصلاً نظریه نسبیت چیست. نظریه نسبیت میگوید که: گذر زمان امری مطلق و ثابت نیست، بلکه سرعت و یا کندی آن در شرایط گوناگون متفاوت است. به طور مثال هنگامی که می گوییم اتومبیلی با سرعت 180 کیلومتر بر ساعت در یک جاده حرکت میکند، در حقیقت مقدار حرکت ماشین را نسبت به اشیا و اشخاص ساکن سنجیدهایم و گرنه همین اتومبیل، نسبت به اتومبیل دیگری که با سرعت 100 کیلومتر بر ساعت حرکت میکند، تنها 80 کیلومتر بر ساعت سرعت دارد، همچنین سرعت آن نسبت به اتومبیل سومی که سرعتش 180 کیلومتر بر ساعت است، صفر خواهد بود.
حالا اگر سرعت آن را نسبت به هواپیمایی بسنجیم که 800 کیلومتر بر ساعت حرکت میکند، سرعت آن برابر منهای 620 کیلومتر بر ساعت خواهد بود. این مقایسهها و نسبت سنجیها در قلمرو جهان مادّی و طبیعی است. همین مقایسه را میتوان عیناً نسبت به جهان غیر مادّی و مجرّد نیز منظور داشت. آیا زمان در جهان مادّی و غیر مادّی به طور یکسان جریان دارد؟ آیا اصولاً در جهان غیرمادّی، زمان جریان دارد؟ به بیان دیگر، رابطه زمانی میان جهان مادّی و جهان مجرّد (مثلاً عالَم برزخ) چگونه است؟ این ها مسایلی هستند که دست ما به آسانی، به آسمان بلند آن نمیرسد، ولی آیاتی در این باره وجود دارد که چشم اندازهای روشنی را فراروی ما قرار میدهد. برخی از این آیات، آنهایی هستند که به مسأله «نسبیت زمان» اشاره دارند. یکی از آن آیه ها همین آیه ای است که قبل تر مثال زدیم.
وَیسْتَعْجِلوَنَک بِالعَذابِ ولَن یخِلفَ وَعْدَهُ وإنَّ یوماً عِندَ رَبِّکَ کَألفِ سَنَهٍ مِمّا تَعُدّونَ (سوره حج آیه 47)
آنان از تو میخواهند که در عذاب دادنشان شتاب شود؛ در حالی که خداوند هرگز از وعده خود تخلّف نخواهد کرد و یک روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سالهایی است که شما میشمارید.
چنان که در این آیه میبینیم یک روز قیامت به اندازه هزار سال قلمداد شده است، به راستی، اگر از ما بپرسند قیامت کی بر پا خواهد شد، چه پاسخی خواهیم داد: هزار سال دیگر؟ یک میلیون سال دیگر یا یک میلیارد سال دیگر؟ گروهی همین پرسش را از پیامبر (ص) پرسیدند:
یسْئَلونَکَ عَنِ السّاعَهِ أیانَ مُرسیها قُلْ إنّما عِلمُها عِنْدَ رَبّی لایجَلّیها لِوَقِتها إلاّهُوَ (سوره اعراف آیه 187)
دربارهی قیامت از تو میپرسند که کی فرا میرسد؟ بگو: «علمش تنها نزد پروردگار من است و هیچکس جز او (نمیتواند) وقت آن را آشکار سازد»
در این آیه، تکیه بر این است که علم به زمانِ برپایی قیامت، تنها در اختیار خداوند است و بس، آیات دیگر به همین پرسش، به گونه دیگری پاسخ می دهند:
إنَّهُم یرَونَهُ بعیداً وَ نَراهُ قریباً (سوره معراج آیه 5 و 6)
آنها آن روز را دور میبینند و ما آن را نزدیک میبینیم.
چرا چنین است؟ چرا مردم، قیامت را دور میبینند، ولی خداوند نزدیک میبیند؟ آیا جز این است که گذر زمان، نزد خداوند و مردم یکسان نیست؟ همین تفاوت گذر زمان (نسبیت زمانی) را در داستان اصحاب کهف به روشنی میبینیم. هنگامی که جوانان یکتاپرست در عهد دقیانوس(نام یک امپراطوری ) برای برپایی دین خویش به پا خواستند و آنان را تعقیب میکردند مأموران چارهای نیافتند جز آن که در انزوا و خلوت کوه پناه گیرند. آنان به قدرت خداوند، در خوابی بس دراز فرو رفتند و پس از سیصد و نه سال که از خواب برخاستند، یکی از آنان پرسید: چه مدّت خوابیدید؟
قالَ قائُل مِنهُم کَمْ لَبِثْتُم قالوا لَبِثنا یوْماً أو بَعْضَ یومٍ (سوره کهف آیه 19)
گفتند: یک روز یا بخشی از یک روز
یک روز و بخشی از یک روز کجا و سیصد و نه سال کجا؟ به راستی، آیا زمان برای کسانی که زندگی عادی و معمولی را سپری میکردند با جوانانی که در دل غار خفته بودند، یکسان میگذشت؟ فردی را در نظر بگیریم که از نیمهی شب (ساعت 12) تا بامداد (6 صبح) درخواب بوده است. فرد دیگری به طور هم زمان، کنار او همان مدّت را بیدار مانده است.
آیا گذشت زمان در نظر این دو نفر یکسان خواهد بود یا آن که فرد بیدار، زمان را طولانیتر احساس میکند؟ آیا زمان برای دو نفر، که هر دو در خواب به سر میبرند ولی یکی از آنان خوابهای خوش و شیرین میبیند و دیگری که دچار کابوس و خوابهای وحشتناک شده است، یکسان میگذرد؟ هرگز. علّت این تفاوت در ارزیابیها چیست؟ اگر از ما درباره عمر «برزخی» اولین انسانهایی که در کره زمین از دنیا رفته اند بپرسند، خواهیم گفت: (مثلاً) یک میلیارد سال گذشته است. اگر همین پرسش را از خود کسانی که در عالم برزخ به سر میبرند بپرسیم، چه پاسخی خواهند داد؟ این مدّت طولانی در نظر آنان،چیزی بیش از یک تا ده روز نبوده است. به این آیه توجّه کنید:
یتَخاَفتُونَ بَینَهُمْ إِن لَّبِثْتُم إلاّ عَشْراً. نَحْنُ أعْلَم ُ بِما یقولونَ إذْ یقولُ أمْثَلُهُم طَریقَهً إن لَبِثْتُمْ إلاّ یوْماً (سوره طه آیه 103 و 104)
آنان آهسته با هم گفت و گو میکنند.[بعضی میگویند:] تنها ده شبانه روز [در عالم برزخ] توقف کردید. ما به آنچه آنان میگویند، آگاه تریم؛ هنگامی که نیکو روشترین آنان میگوید: شما تنها یک روز درنگ کردید.
عواملی که باعث میشود زمان را کوتاه یا بلند احساس کنیم، گوناگون است، مانند: سختی یا راحتی مسیر، آگاهی یا غفلت از مسیر، خواب یا بیدار بودن و عوامل دیگر که بررسی آنها، بحثی مستقل میطلبد.
بیشتر بخوانید:قانون خواسته