دفتر مسافر تقدیم به الله مهربانم
* داشـــتم فکـــر میکــردم که ایـــن اثـر را به چه کسی تقدیم کنم، به والدین عزیزم، به همسـر وفادارم که در تمام سختیهای راه در کنارم بوده، به سید بزرگواری که با کوشش بسیار تمام شرایط را فراهم نموده تا که آنچه در فکر داشتیم به عمل آید، به همکارانی که بی وقفه در تلاش برای خدمتی خالصانه در حق دیگران هستند و یا به خودم که در این مسیر تلاش بسیاری انجام دادم؟
* اما برتر از تمام اینها لطف خدایی بود که مرا به این مسیر رهنمون ساخت، پس این اثر را تقدیم میکنم به قدرت مطلق الله مهربان، و به آنکه هدایتم کرد و مرا در مسیر مسافر قرار داد و توفیق کمک به همنوعانم را نصیبم کرد، و بـاعث شـد بر سر عهد و پیمان خود بمانم.
کدام عهد؟
کدام پیمان؟
* آن روزگاری که گرفتار بودم به او میگفتم: اگر تو وجود داری، اگر در کتابت (قرآن کریم)خودت را رحــمان و رحــیم میخـوانی پس مرا نجـات بده، تا به همه بندگانت از لطف رحمتت بـگویم، که در غیب خداییست بهغایت مهربان و اگر از او بخواهید، تمام مسیرها را برای شما هموار میسازد و خدایمهربان نجاتم داد. اگر شما هم حرکت کنید الله مهربان تو را نیز صاحـب نـعمت میکنـد.
یقیـنأ او قـدرت هـستی جـهانیـان اسـت.
من این دفتر را به قدرت مطلق رب العالمینم ،هدایتگرم تقدیم میکنم.

7 دیدگاه ها