جلسه اول
سلام دوستان من مسافر این دنیا هستم و همسفر شما و سپاسگزار قدرت مطلقم که به من فرصت عطا کرد تا به آگاهی بپردازم خدا را شکر میکنم که تو مسیر مسافر در خدمت شما دوستان هستم و خیلی خوشحالم که بتونم خدمتگزار باشم، تو این مسیر درمان بحث ما از اعتیاد چیه ما موردی داریم که اولین جریان باید گفته بشه و قصه داریم که از اینجا آغاز کنم که من خودم سالهای متمادی درگیر این صورت مسئله بودم خیلی ها میگن که آقای مسافر این قضیه رو نگو به چت خراب نکن ارتباط خراب نکن من برای اینکه از مهندسی اعتیاد برای شما بگم باید بگم چه مسیری رو طی کردم و هیچ ابایی از این جریان ندارم که بگم خود من یک زمانی مصرف کننده بودم تو جهالت بودم، اینکه خدا برای شما امروز بهت روزی داده که این صحبتهای من رو بشنوی و گوش کنی شکرگذار باشی، من با تمام قدرتم میگم که من تو مسیر اشتباهی بودم اعتیاد برای ما یه تله است!
تله های شیطان چیست
تلههایی که شیطان رجیم برای ما میذاره ما بر اساس ضد ارزشهایی که در اطراف ما بوده ساخته شده مثال بزنم اگه ما تله موش ببینیم موش فقط غذا رو میبینه و بقیه چیزا اهمیت نمیده، معتادهم همینه اون فقط لذت رو میبینه، تو اون جریان وقتی که موشه به دام میفته و دردش شروع میشه تازه میفهمه که چه اتفاقی براش افتاده چه شرایطی براش پیش اومده، مصرف کننده هم همینطوره مصرف کننده وقتی به درد میفته متوجه این زندان اعتیاد میشه دست و پا میزنه که از این زندان خلاصی پیدا کنه. اون موش زمانی که از اون غذا از اون پنیری که براش به عنوان طعمه گذاشتن میخوره بلافاصله اون تله رو اون بسته میشه معتاد مصرف کننده هم یه دورهای رو باید بگذرونه، اولش با خودش فکر میکنه از همه بهترم و تو خوشیه اما وقتی که میفته تو ظلمت تاریکی صبح که میخواد از جاش بلند بشه با درد و گرفتاری و خماری بلند میشه اونجاست که میفهمه که تو چه شرایطی بوده تو چه موضوعاتی بوده.
داستان مسافر
دوست عزیز من همدردتم من این مسیر رو گذروندم یه روزایی وقتی میخواستم بلند شم از خواب با هزار و یک درد و گرفتاری بلند میشدم تا یه قرص یه شربتی یه چیزی نمیکشیدم روشن نمیشدم شب تا دیر وقت تو منجلابهای فکری خودم گرفتار بودم صبح ها به زور از جام بلند میشدم خیلی از مشکلات سرم اومده بود مشکلات مالی زیادی داشتم، من بزرگترین دستاوردهای زندگیمو تو این مسیر از دست دادم. من قبل از دیجی کالا ساخته بشه من خودم وبسایت فروشگاهی داشتم من خالق فروشگاه های اینترنتی بودم تو حوزههای مختلف بیزینس داشتم کسب و کار خودمو داشتم ولی وقتی که من توی سطحی رسیدم که خودمو خالق همه چیز دیدم بعدش این جریان به شرایطی رسیدم که این ضد ارزشهای درونی من باعث شد من وابسته به اعتیاد بشم من کم کم به اعماق جهنم این موضوع رسیدم من کم کم اوضاعم خراب شد برنامههام به هم ریخت دفترمو از دست دادم شغلمو از دست دادم کارامو از دست دادم نیروهایی که با من کار میکردن رفتن؛ به نوعی هزار یک مشکل به وجود اومد و من هرچی بیشتر میومدم فکر کنم نمیتونستم، با خودم میگفتم میخوام برم جلسه قبل از اینکه برم جلسه مواد مصرف کنم که اونجا یه قرارداد توپی ببندم تو اون جلسه من نمیفهمیدم شاید پرانرژی و پرقدرت صحبت میکردم ولی چون از ناحیه شیطان رجیم بود چون از ناحیه تاریکی بود چون از ناحیه ظلمت اومده بود استفاده کرده بودم کارهای من به نتیجه نمیرسید انتها نداشت.
انرژِی در ازای نابودی
تو این زاویه شما فکر کن کسی که خودش شغلی را از صفر شروع کرده باشه و هزار و یک درآمد ساخته باشه و توسعه اش داده باشه و بتونه نیروهای بسیار بسیار زیادی رو استخدام کنه گرفتار این صورت مسئله اعتیاد میشه حالا تا دیروز که من ایده ها و فکرهایی داشتم که اون ایده ها و فکرها باعث خلق ثروت میشد و باورهای ثروت آفرین داشتم با مصرف مواد کم کم این تغییر میکرد درسته من با مصرف مواد با قرص با دارو انرژی میگرفتم ولی اون ناحیه که داشتم ازش این وام انرژی میگرفتم خودم بودم عملاً من چراغ ذات خودمو داشتم میسوزوندم عملا من چراغ ذات خودمو داشتم میسوزوندم اوایل مصرف همه مصرف کنندههای این اشتباه میکنن که آقا من یه مادهای رو وارد بدنم میکنم این به من انرژی میدهد اصلاً اون مادهای که شما وارد بدن خودش هیچ انرژی نداره اون نیاز سیستم کارخونه جسم شما رو به هم میریزه میاد اگه میزان سروتونین خون شما را بالا میبره این کارخانه رو دستکاری میکنه و اون سرود باعث میشه داخل خونش واریز بشه این فرد احساس شادابی مضاعف میکنه تو خونه خودشه تو محله خودشه ولی انگار رفته سفر انگار رفته دبی انگار تو کشورهای اروپاییه هر چیز عالی لذته هر کاری که بکنه ازش لذت میبره اگه به نظافت بخواد بپردازد آنچنان دقیق رو این موضوع دقیق میشه که تمام خونه رو زیر و رو میکنه و وقتی که به حالت تعادل میرسه بعد تازه میفهمه چیکار کرده وقتی میخواد یه کاری کنه هزار یک انرژی اما این کارهایی که داره انجام میده نتیجه نمیده به بار نمیشینه ظاهرا شاید اون کار با سرعت بهتر و کیفیت بالاتری اتفاق بیفته ولی این ظاهر این کاره وقتی که چند سال از این موضوع میگذره بعد تازه فرد میفهمه که چه اتفاقاتی براش افتاده و چه مسیری براش پیش اومده اعتیاد پکیج کاملی از گرفتاری هاست خود فرد میدونه تو چه زندانی گرفتار شده افکار منفی به سراغش میاد باورهای منفی دائما با اون تو جنگه مشکلات روابطش با اجتماع به شدت حاد میشه با همه افراد به بدترین شکل برخورد میکند به بدترین شیوه با اینا میجنگه و همه رو بد میبینه یا اگر تو نشگی خالص باشه همه رو خوب میبینه اگه تو خماری باشه همه رو تو میبینه حساسش درست کار نمیکنه مهمترین جریان مشکلات جنسی براش به وجود میاد عمیق ترین اتفاق تو کارخونه بدنش میفته فکر میکنه که این موادش توانایی میدن ولی وقتی میرسه به عمق این جریان بعد تازه میفهمه چه ناتوانی داره مرد دیگه از مردانگیش میفته زن دیگه از زنانگیش میفته اینجا برای اینکه اموراتشو بتونه بگذرونه مثل آدم های دیگه بتونن جاش بلند شه باید روزی چند بار مصرف کنه باید این مخدر وارد این بدن بکنه تا بتونه تازه مردم عادی نه خیلی کمتر از اون آباد انرژی خیلی پایین تر بتونن این مسیررو طی کنن این جریان هزار یه گزینه داره وقتی که حالش خوب نیست شرایطش خوب نیست به لحاظ کاری به لحاظ مالی به مشکل میخوره تصمیماتی میگیره که این روز به روز اوضاع مالیش به هم میریزه تاریکی دنیایی رو براش میسازه که این ورودش پله پله به سمت جهنم فراهم میشه و اینجاست که یک روزی میرسه که اون روز پر درد پر شرایطه و فرد همه مشکلات نه توانایی کار داره نه اوضاع مالی خوبی داره نه شرایط زندگی خوبی داره نه دیگران میفهمن که این تو چه زندانی گرفتار شده جامعه به عنوان یک انسان خوب این دیگه نگاه نمیکنه حافظ می فرماید هر که در این جمع مقربتر است جام بیشترش میدهد یعنی هرکی که نزدیکتره جام بلا بیشترش بودن اینجایی که تو اومدی تو این گرفتاری چون قرار بوده تو بزرگ بشی صورت مسئلهای رو دادن به تو که تو حلش کنی صورت مسئله اعتیاد تو رو بردن تو این زندان که تو راهکار این زندان خودتو پیدا کنی ببینید چه ضد ارزشهایی داشتن و این روی این قضیه فکر کنید به این قضیه فکر کن ببین چقدر آیه قرآن داریم که به تو میگه که آیا فکر نمیک اگر مثال میزنه از عظمت خدا از خلق آسمانا از خلق زمین بعدش داره به تو میگه آیا به اینها فکر نمیکنی وقتی که تو گرفتاری از این پهلو به اون پهلو خدایا نجاتم بده آیا به این فکر نمیکنی وقتی که رها میشی و یادت میره از خدای خودت آیا به این فکر نمیکنی آیا نمیاندیشید آیا تفکر نمیک اونجاست که ما باید فکر کنیم چرا این قضیه برای من به وجود آمد هر کسی یه قصه میتونه برای خودش تعریف کنه هر کسی میتونه برای خودش یک بهانه جور کنه هرکی میتونه بگه آره من فلانی فوت کرد عزیزم بود یکی دیگه کلاه برداشت با این شریک شدم فلان جا فلان اتفاق برام افتاد کرونا اومد گفتم خوبه هزار و یک صورت مسئله رو تو میتونی بابت این جریان و این قضیه اینا رو بگی و این بهانه ها رو بیاری اما خودت اگه رجوع کنی به درون خودت میفهمی که تو به واسط آدم کشی کنی تو اگر اخلاقت بد باشه و با همه با دعوا صحبت میکردی و تو خودخوری داشته باشی این ضد ارزشه تو اگه کینههای مدام در قلبت باشه اون ضد ارزشه اعتیاد به فرد داده میشه که یا صورت مسئله خودشو بتونه حل کنه دوستان عزیز من من همسفر توام من مسافر این دنیا مثل تو یه روزی تو این دنیا اومدن یه روزی از این دنیا میرم من هم همسفر تو یک تاریخ زمانی تو این دنیا اومدیم با یکم تلورانس بالا پایین تو یک حول و حوش دوره زمانی هم از این دنیا میره من و تو مسافر این دنیا هستیم برای این جریان که تو امروز تو این اعتیاد گرفتاری من در کنار توام من این مسیرو طی کردم بهترین مربی برای آدم کسیه که خودش توانمند اون جریان باشه تو اگه مربی فوتبال بگیری خودش اگه مربی فوتبالی داشته باشه که قهرمان باشه خب تو پیش یه قهرمان تمرین میک اگه یه نفری یه کوه بخواد بره یه کوهی رو فتح کنه اگه یک مربی داشته باشه که اون مربی بارها و بارها افرادی رو برده که از این مسیر گذشتن و اونا رو راهنمایی کرده میتونه این مسیر خیلی برای تو راحت تر بکنه اینجا من کنارتم من مثل اون مسیحیابی که قراره تو رو هدایت کنه من مثل اون تو رو راهنمایی میکنم اون راهی که خودم رفتم و نتیجه گرفتم به تو آموزش میدم و هزاران نفر از این مسیر با من طی این مسیرو کردم سالهای متمادی دارم تو مسیر مسافر خدمت میکنم امروز میگم کافیه تو حرکت کنی ببین تو هر چقدر دانش داشته باشی با هر دانشی باشی با هر تحصیلاتی با هر شرایطی که باشی با هر اطلاعاتی باشی داشته باشی امروز روز با همین فکررای خودت با همین سر خودت مصرف کننده شد اینجا باید به اون چیزی که ما عمل کنیم اگر شما به اون چیزی که بهتون گفته میشن عمل کنید، زندگی تغییر میکنه تو همینطوری که پله پله در به سمت تاریکی ها حرکت کردیم باید این مسیررت تغییر بدی باید توبه کنی باید برگردیم من خوشحالم به تو بگم که ما تو این مسیر با تو هستیم که به لطف الله مهربان قرار نیست که از کارخونهای ببندی قراره که تو بدون درد بدون ناراحتی بدون از کار افتادگی بدون گرفتاری بتونی این مسیرتو طی کنی من خوشحالم که بتونم خدمتگزارت باشم و از اینکه تو رو امروز تو مسیر مسافر تو جمع خودم حس میکنم سپاسگزار قدرتمند در ادامه تو جلسات بعدی راهکارها مسیرها و شرایط بهت میگم اگر به اون چیزی که بهت میگم عمل کنی به لطف الله مهربان درهای ثروت نعمت عزت سلامتی درود باز میشه تو بهترینا رو تجربه میکنی پس تو این جریان مصمم باش حرکت کن من در کنارتم
از اینکه به من فرصت خدمتگزاری دادین سپاسگزار
مسیر مسافر
7 دیدگاه ها