ماموریت من در زمین2
سلام دوستان من مسافر این دنیا هستم همسفر شما
در ادامه صحبت ماموریت من در زمین اگه یادت باشه تو روز الست وقتی که پروردگارمون اومد گفت که آیا من پروردگار شما هستم؟ آیا من رب شما هستم؟ ما گفتیم بله پروردگار ما، شما هستید.
در نزد خداوند لوسیفر مقام خیلی بالایی داشت، لوسیفر جایگاه ها رو میداد، لوسیفر تقسیم نور و انرژی میکرد، کارش این بود که به تمامی موجودات عالم، به اذن پروردگار تقسیم نور میکرد حالا اینکه این جزو برنامه لوسیفر از این مسیر خارج بشه و جایگاه شیطانو پیدا کرد، (شد شیطان) در مشیت الهی بود و خداوند خواستش این بود که نیروی منفی به این سبک به وجود بیاد یا نه، اینو ما نمیدونیم همون زمانم نفهمیدیم در همون موضوع ما اینو نفهمیدیم. اما به این موضوع که من انسان ساختم، سجده کنی همه سجده کردن الا ابلیس، ابلیس شد لوسیفر بود، توزیع کننده نور بود، جایگاهش فوق العاده بالا بود. شد ابلیس، شد شیطان، اینجا میپرسه پروردگار ازش که خب سجده نکردی؟ چرا این فرمان منو نقض کردی؟ اینم راستش حرف و حدیث هست، که اگر فرشتهها نقض و فرمان ندارن، اختیار ندارن، حالا ما کاری به این موضوعات بحثهای فلسفی نداریم اما قراره قصهمونو بگیم قراره ازش درس بگیریم یادمون بیاد که ما واقعاً هدفمون تو این زمینه چی بوده؟
شیطان میگه: این جایگاهی که من داشتم من لوسیفر بودم و آورنده نور بودم من این جایگاه عظیمه من جنسم برتر جنسیت من آن چیزی که من ازش خلق شدم، اون بالاتره من از آتش خلق شدم و این موجود از خاک.
عملاً این جایگاهی که من (شیطان) دارم یعنی این وقتی که این اتفاق افتاد کبر به وجود اومد. کبر یعنی اینکه من بالاتر از دیگریام.
کفر یعنی اینکه من خدا را قبول ندارم کافر شدم، من دون الله رفتم دنبال الله کبر یعنی اینکه من بالاتری دارد.
خدا بهش گفت: تو برو از رانده شدهها هستید. وقتی از رانده شده ها پروردگار خوندش، شیطان مهلت خواست، پروردگار عالم بهش مهلت داد و شیطان گفت: که من این آدم رو از این مسیر عبادت تو از مسیر نور خارج میکنم و بهتون نشون میدم که اینکه تو اومدی اینو انتخاب کردی به عنوان جانشینه جایگاه منو بهش دادی این جایگاه این فرد این آدم، ارزشمند نبوده که تو این جایگاه رو بهش دادی.
شیطان یارانشرو، اصحابشرو جمع کرد و گفت: ما مسیر این انسان را تغییر خواهیم داد. یاران ابلیس بهش گفتن که ما در زندگی انسانها تداخل ایجاد میکنیم. ابلیس گفت: اختیار برای انسان محترم شمرده شده است .این انسان قدرت انتخاب داره اختیار داره در دنیای زمین این موجود صاحب اختیاره و ما در زندگی ایشان هیچ نتوانیم کرد مگر به اذن او.
ابلیس میگه : ما هیچ کاری تو زندگی(انسانها) او نمیتوانیم بکنیم مگر اینکه به اذن او، اگه اجازه به ما بده که بیایم تو زندگیش تداخل کنیم ، آنجاست که ما میتوانیم و آن کنیم و با نجوای خودشان آنقدر در گوششان نجوا کنیم که عزیزانشان را با زبانشان بخورند و خودخوری کنند و در زمین فساد کنند و نسل خود را به تباهی بکشانند. کینه، نفرت و حسد را در دلشان بکاریم و بدانید و آگاه باشید که ابزار ما غم و اندوه است و بدانید که آگاه باشید که دو ابزار ما غم و ترس است.
شیطان به یارانش میگه: این انسان اختیار داره ما نمیتوانیم تو زندگیشون تداخل ایجاد کنیم مگر اینکه خودش اجازه بده و ما به بدیها سوق میدیم و کاری میکنیم که اونا عزیزتریناشونرا ، نجوا میکنیم آنقدر در گوششون نجوا میکنیم، که عزیزتریناشونو، یعنی کسایی که در کنارشونن عزیزشونن، اینا رو با زبونشان بخورن
همونطور که شما میدونید زخم زبان بدترین حرفه، بدترین ضربه، بدترین افراد کساییاند که دائماً با زبونشون دیگران را آزار میدن. اینجا نکتشه ما یکی دو تا ابزارهای مختلفی داریم اما دو تا از مهمترینهاشون نگرانی و ترس، غم و ترس چون هرجایی در زندگی غمگین شدی ناراحت شدی هرجایی اومدی ترسیدی پر از نگرانی شدیی بدانید که درگیر ابزارهای شیطان شدید. تو تله شیطان افتادی. برای همینه که پروردگار عالم تو کتابش به ما میگه که لا تحزن ولا تخاف نترس و غمگین مباش.
ابلیس با یارانش به مذاکره و صحبت پرداخت و روش آموزش و موضوعاتش را گفت چون خودش تو این دستگاه بوده در رابطه با این موجود(انسان) در رابطه با این دنیا اطلاعات داشته که این سیستم کائنات چگونه کار میکند، واقفتره به اموربوده، میدونه که موجودی به نام انسان که در اون زمان پروردگارمون گفت: که ما هر آنچه که هست مسخر او گرداندیم یعنی به تسخیر انسان درآورد.
تسخیر زمین و آسمون در دست انسان چگونه است؟ چرا توی زمین این حکم را به ما داد هرچی که در زمین و آسمان است به تسخیر انسان دربیاد؟ چگونه؟
با فرکانس
من یک موجود فرکانسی هستم، من تولید کننده فرکانسم، از طریق صوت و نوری که دارم ارائه میکنم، از طریقه سیستمی که به من داده شده من تولید فرکانس دارم. اگر فرکانس من از جنس نعمت و ثروت باشه همین را جذب میکنم. اگر فرکانس من از جنس فقر و نگرانی و ترس و اندوه باشد، از جنس همین موضوع(فقر و نگرانی و ترس و اندوه) من این مطلب دریافت میکنم.
در ادامه…
اگه یادت بیاد ماموریتی که دادن روی زمین گفتم کیا انتخاب میکنم،
ما خودمون خواسته داشتیم، خواسته داشتیم که در کالبد این جسم قرار بگیریم، به نسخه برتری برسیم جایگاه برتری به دست بیاریم، با چی با اینکه چه چیزی به دست بیاریم
هر کدوم از ما انسانها یه خواسته داشتیم، خواستههای ما روحانی بود، خواستمون بود که شجاع بشیم، که بخشنده باشیم، که مهربون باشیم، هر کدوم از این خواستههای ما برمیگشت به یک موضوع.
وقتی که میخوایم شجاع بشیم باید اول ضعفمون را میفهمیدیم.
اگر میخواستیم توانمند بشیم اول باید ضعفمون را میفهمیدیم که توانایی رو بفهمیم
اول باید ناتوانی رو میفهمیدیم که بعد توانایی رو بفهمیم، اگر خواستهمون رسیدن به آگاهی بود، اول باید در اوج ناآگاهی و جهالت فرو میرفتیم، که بعد دانایی به ما عطا بشه،
هر کدوم از ما یه خواسته داشتیم حالا من نمیدونم خواسته تو چی بوده؟ ولی به طور مثال اگه خواسته تو این بود که تو شجاع بشی برای اینکه تو توانمند و قدرتمند بشی خانوادهای رو بهت میدادن، که اون خانواده ضعیف باشه و تو به عنوان یک فرد ضعیف تو خانواده باید قوی بشی
در این خواسته قوانین ضد حاکم است. ضد یعنی اگر قراره گرما رو بفهمیم باید سرما رو بفهمیم که گرما رو بفهمیم. یعنی هر چیزی در این دنیا با ضد وجود دارد اگر تاریکی رو بفهمیم نورو میفهمیم و یا بلعکس
این دو تا موضوع برای ما فراهم شده دو تا ضدیه، که ما هر چیزی را راحت بفهمیم
برای همین شما نگاه کن کسایی در حوزه مالی هستن خواستهشون چی بوده؟ کجا بودن؟ توی یک ناتوانی بودن که به دنبال خواستهشون به توانایی رسیدن( به دنبال ثروت)
نکته خیلی مهمه که این افراد در ناتوانی بودن برای همین خواستشون را فهمیدن، که می توانند با حرکت به سمت توانا شدن برن
تو بحث این موضوع ما پروندهمونرو انتخاب کردیم، موضوع خواستههامونرو انتخاب کردیم، امکان انتخاب خانواده رو به ما دادن و انتخاب کردیم که دنبال عشق باشیم، دنبال فراوانی باشیم، دنبال محبت باشیم، دنبال شجاعت باشیم، از جنس این خواستهها به ما یک کالبد دادن از جنس بدن که خود این بدن هوشمند است. این بدنی که تو در درونش جا میگیری خودش هوشمند است، خودش بزرگترین سیستمهای دفاعی را دارد. بزرگترین اطلاعات(فکر و مغز) در بدن شما هست.
برای اینکه ما خوب و بد بفهمیم و شرایطمونرو بفهمیم. یک کدی تحت عنوان دیانای(DNA) در اختیار من و تو، توی این کالبد قرار دادن که ما خوبیها و بدیها رو بفهمیم و در درون خودمون این پیغمبری داشته باشیم یک راهنما داشته باشیم.
شما اگر در رابطه با مسائل دزدی نگاه کنین میبیند که هیچ انسانی، در هیچ جای عالم دزدی رو کار خوبی نمیبینه،
یک گلی که شما توی ایران نگاه میکنی میبینی خیلی قشنگ و زیباست اگر همون گل عکسش تو جهان منتشر بشه در کشورهای دیگه زیبا میدونن. چه چیزی را ما در وجود خودمون داریم؟ تعریف از زیبایی چه چیزیست؟
در درون خودمون زیبایی داریم که وقتی که اون گل رو میبینیم یا عکسشو میبینیم با خودمون در وجود خودمون، در درون خودمون، براساس زیبایی اونو ارزیابی میکنیم.
ما همه این انسانها این بطن و این ساختار رو در وجود خودمون داریم. یه کالبدی در اختیارمون گذاشتن که بیش از ۳۸ هزار میلیارد سلول به ما خدمت میکنن و ما خدای این کالبد هستیم و ما هستیم که داریم دستور میدهیم.
این ۳۸ هزار میلیارد سلول که در وجود ما هستند، شغل دارند، وظیفه دارند، وظیفه قلبو دارند، وظیفه چشمو دارند، وظیفه کلیهرو دارند، این سلولها خیلی از وظایف عظیم و وسیع دارند و به فرمان ما برای حیات ما دارند خدمت میکنند.
نگهبانانی از جنس روح و جن به ما (انسانها) داده شد، که ما رو در انتخاب هدایت کنند، برای اینکه انسان کالبد خودش را بازسازی کند، این موجودی که آسمانی در زمین قرار باشه زندگی کند، این موجود باید برگرده به سمت ما.
باید هر از چند گاهی این انسان برگرده، برای همین مقاله خواب به ما انسانها دادن. که نکته فوق العاده مهمی است.
سیستم ما رو طوری طراحی کردن که این کارخونه شیمی، این کالبد، که بزرگترین کارخانجات شیمی بدن است در وجود ما هست.
ما برای که به خواب برویم، برای اینکه از این کالبد خارج بشویم، سیستم بیهوشی موقت برای ما به وجود آورد، ما هر شب از این کالبد خارج میشویم و وقتی که از این کالبد خارج میشویم، به دنیای خودمون سفر میکنیم، از آنجایی که آمدیم، به همون جا برمیگردیم.
اما برای اینکه آن دیتا و اطلاعات به صورت کامل در اختیار ما انسانها نباشد، اینگونه اطلاعات بهصورت کمرنگ به من نشان داده میشود.
من ۵ درصد از اون دنیا رو میفهمم و اصطلاحا من دارم خواب میبینم، من در خوابم چشم دارم، گوش دارم، دست دارم، پا دارم، ولی از این جنس نیست و موضوعاتی برای من به وجود میاد.
به قول یکی از این انیمیشنهایی که توی شرکتهای مختلف شرکت انیمیشن درست شده، یک دیالوگ خیلی قشنگی دارد، در دیالوگ گفته: یکی از گرونترین خوابها، خواب پرواز است. یعنی انسانها خواب میبینن که دارند پرواز میکنند.
پس این خوابم به این موجود (انسان) داده شده است. به واسطه، خواب اتفاقات متفاوتی برامون رقم بخورد. اولین موضوع این بود که انسان از این کالبد خارج بشود و این کالبد شروع کند به بازسازی خودش، شروع کند به تخریبهایی که این فرد در طول روز برای خودش ایجاد کند. شروع به ترمیم کند. و دوم تولید هورمونهای مخدر طبیعی بدن، مواردی که مورد نیاز بدنش است توی کارخانه شیمی بدنش تولید کند. مثل سرین، اندورفین
این کارخونه زمانی که ما در خوابیم، و از این کالبد خارج میشویم، کالبد شروع میکند، به ساختن آن چیزی که بدن نیاز دارد.
بزرگترین سرمایهگذاری که قدرت مطلق برای ما، برای این کالبد، به ما عطا کرده، این بدنی بوده که به ما داده است. زمان و فرصتی بوده که ما انسانها این ماموریتمان را تو زمین، به نحو احسن انجام بدهیم.
از اینکه به من فرصت خدمتگزاری دادید ممنونم.
تا جلسه بعدی و ادامه داستانها شما رو به خدای بزرگ میسپارم.
1 دیدگاه