سلام دوستان عزیز، مسافرانِ دنیا، همسفران عزیز، سپاس از خدای بزرگ و قدرت مطلق که این فرصت را برای من فراهم کرد تا به آگاهی بپردازم. پناه میبرم به قدرت مطلق از جهل و نادانی خودمان که بزرگترین دشمن ماست. ما برای رسیدن، دیدن، فهمیدن، و حس کردن، نیازمند اندیشههای ساکت و زمانهایی برای تامل هستیم. الهی شکر که در خدمت شما هستم و میخواهم چند نکته را به اشتراک بگذارم. مسیریابی مسافر چیست؟
مسیریابی مسافر
بیشتر وقتها ما یک فرد موفق را میبینیم و تصور میکنیم که همه چیز در زندگی او خوب است؛ اتومبیل خوبی دارد، خانه خوبی دارد، کسب و کار خوبی دارد و جایگاه برتری در زندگی دارد که افتخار میکند. اما ما همیشه پشت پرده این موفقیتها و مسائلی که موجب آن میشود را نمیفهمیم. وقتی خودمان در راهی برای دستیابی به هدفمان قرار میگیریم، اغلب با بهانههای کوچک و سخنانی بیاهمیت، از مسیرمان منحرف میشویم.
یکی از دوستانم یک بار به من گفت که قصد داشتیم یک فروشگاه آنلاین راهاندازی کنیم، شروع کردیم و به مرحلهای رسیدیم که چند سفارش دریافت کردیم. اما وقتی به تأمین کالاها نیاز داشتیم، تأمینکننده ما اعلام کرد که دیگر محصولی ندارد. این موقعیت ما را متوقف کرد و باعث شد که برای ادامه فعالیت دچار شک و تردید شویم.
تعدادی از دوستان از تجربیات خود نیز گفتند؛ یکی از آنها در کلاسی حضور داشت و تصمیم به پیگیری راه خود گرفت. او به همه برنامهها انگیزه داشت و شرایط مناسبی نیز دید. اما یک تفسیر اشتباه از نظر استاد یا دیدگاه دیگران، باعث شد که از ادامه راه منصرف شود.
ما هر روزه روی نقطهی شروعی هستیم که میتوانیم از آن نهایت استفاده را ببریم. شما فکر نکنین که وقتی در یک مسیر حرکت میکنید، همه چیز باید به آسانی برای شما انجام شود تا به پیشرفت موردنظرتان برسید. تفاوت بین افراد موفق و ناموفق در همین مرحله آشکار میشود؛ آنهایی که در هر شرایطی ادامه میدهند، سود میبرند.بدون توجه به اینکه بازار روند صعودی دارد یا نزولی، فروش دارند یا ندارند، وضعیتشان خوب است یا بد؛ در حالیکه آنهایی که تنها به شرایط مثبت توجه میکنند و فقط تا زمانی که همه چیز خوب هست، کار را پیگیری میکنند، و موفق نمیشوند.
تفاوت بین افراد موفق و ناموفق در همین مسیر پنهان است. بزرگترین آقایانی که در مسابقات جهانی مانند قهرمانان کشتی یا بوکس اول جهان هستند، تفاوت نفر اول و دوم در لحظات آخری است. افرادی وجود دارند که به قلهها میرسند و تا ۱۰ متری اون قله پیش میروند، اما به این مرحله میرسند و بیخیال میشوند و ادامه نمیدهند. بگذارید برایتان مثال بزنم، یک فرد میتواند ۹۹ درصد از کارها را انجام دهد، اما در لحظهای که شکستی را پذیرفته و ادامه نمیدهد، همه تلاشهایش بیفایده خواهد شد.
بنابراین، استمرار و حفظ حالت خوب در هر شرایطی باعث میشود دنیا به خواسته شما پاسخ دهد. به این معنا که میتوانید در هر شرایط و وضعیتی به حالت خوبی دست پیدا کنید، از این موقعیت به نفع خودتان استفاده کنید و در هر مسئله و در هر شرایطی پیشروی کنید. چون انتخاب شما حال خوب است،دنیا هم به شما احترام میگذارد. اگر صبح زود به سر کار بروید ولی حالت بد باشد و شرایط سختی داشته باشید، ممکن است باید بجنگی تا یک پولی برای خودت کسب کنی. اما بدونید، در این راه، شما قرار نیست در جنگ بمانید و هرگز پیروز نشوید.
اگرچه ممکن است در این جنگ برنده شوید، اما بدون ضربه نخواهید بود. شما نیز همانند سایران ضربهها را تحمل میکنید، اما اگر بدانید نیرویی بینهایت وجود دارد، یک نیروی الهی، یک دوستی که در فضای بالاتر حمایتتان میکند، در هر شرایط و موقعیتی. آنجا که به او تکیه میکنید که خود او گفته “بخشایندهترین بخشایندگان”، خودش گفته، بهترینها و بهترین شرایط را برای شما دارد و آنانی که استقامت میکنند، آنانی که ایمان میآورند، آنانی که صبر میکنند؛ به مقصدشان میرسند.
اینها کسانی هستند که ایمانآوردند، ایمان بدون عمل مفید نیست، اگر در کلاسی حضور دارید و کسی چیزی به شما میگوید و شما فوراً جواب میدهید “نه، این کلاس برای من مناسب نیست و من ادامه نمیدهم”، مطمئن باشید که از همان نقطه آسیب میبینید. وقتی در یک مسیر قرار میگیرید و با یک دلخوری کوچک، آن را میبندید، همین کوچکترین تلنگر میتواند شما را از مسیرتان منحرف کند.
فلانی به من یک چیزی گفته. آیا او شرایط من رو نمیدونه؟ آیا شرایط من را نمیفهمد؟ اگر خودتان را در این موقعیت قرار میدهید، بدون اینکه نیروهای منفی برنامهریزیشان را درست انجام داده اند، آیا تصمیم را میگیرید که ادامه ندهید؟ آیا به خاطر خودتان در سر جایتان مینشینید و هیچ حرکتی انجام نمیدهید؟ چرا ما به موضوعات مهم اهمیت نمیدهیم؟ چرا به سمت آرزوهایمان حرکت نمیکنیم؟ آیا ممکن است شما یک فرد موفق را در زندگیاش مشاهده کنید که همه چیز را دارد، سپس ارزویش را نابود کنید و منتظر باشید تا به شما بگویند: “اگر میخواهید به این مرتبه برسید، باید این کارها را انجام دهید”؟ اگر قصد دارید به این پول و ثروت برسید، باید یک کسب و کار راهاندازی کنید، یک حرکتی آغاز کنید، نه یک تغییر، نه یک تلاش. حتی اگر شروع کردید و یک یا دو گام جلو برداشتید، باید پیگیر آن باشید و ادامه دهید، منتظر کسی نباشید که شما را تحت فشار قرار دهد. یک نفر باید به شما انرژی بدهد، امید و آرزویی به شما بدهد تا به جلو حرکت کنید. با این شرایط، شما نخواهید رسید که چون شما نمیخواهید. خواسته شما این است که به درجه خاصی برسید، که یک شبه و یک جایی که کسی از آسمان پیدا شود وبه شما کمک کند. این کار تقریبا غیرممکن است. و آنهایی که به طور ناگهانی ثروتمند میشوند، گاهی اوقات همواره همانطور نمیمانند.
مسیریابی مسافر
چند نفر را میشناسید که ثروت را به ارث بردهاند و برخی با این پول برای یک مدتی کوتاه از زندگی لذت بردهاند، اما بعدا به وضعیت قبلی خود بازگشتند: آنها همان سبک زندگی قبلی خود را داشتند، هیچ تغییری در رفتار و رفتارهایشان نداشتند. اما آنانی که ثروت آفرین هستند، در اوج قدرت هستند؛ اگر جایگاه آنها را بگیرید و آنها را در جایگاه صفری قرار دهید، آنها دوباره شروع به ساخت ثروت میکنند. چون خواسته دارند!
بسیار مهم است که بگویم توان مسیریابی در بسیاری از مواقع بهانهی ما است که “من نمیدانم که از کجا شروع کنم“، “من نمیدانم کجا بروم”، “من نمیدانم چگونه اهدافمان را دستیابی کنیم” و غیره. این بسیار اهمیت دارد که به خواستههای خود پی ببریم. وقتی شما اتومبیل خود را در شب روشن کنید و قصد دارید به مشهد بروید، چراغهای اتومبیل شما از 200 متر قبل برایتان روشن میشود. شما 200 متر اول را میبینید، بعد از رسیدن به آن 200 متر، شما 200 متر دیگر را خواهید دید و همینطور ادامه خواهید داد تا زمانی که 1000 کیلومتر را طی کنید.
این مفهوم همانند کار و کسبوکار شما است. شما باید کاری را شروع کرده و به مرور زمان راهاندازی کنید، سپس قدرت کامل مطالبه کنید که خداوند مرا به راه درست و سلامت و ثروتمندی ببرد. او من را در همان مسیر نیکو، پر نعمت و پر ثروت قرار دهد. شما باید حرکت کنید و وظیفه من حرکت کردن در این مسیر است. در آنجا دانشمندان برای بررسی توانایی مسیریابی و دستیابی به اهداف در حیوانات مثال میزنند.
به عنوان مثال، یک مادر کبوتر که جوجه کوچکی دارد و در قفسی نگهداری میشود، از مادر جدا شده و به شهر دیگری هزاران کیلومتر دیگر انتقال مییابد. وقتی کبوتر را از قفس خود و فرزندش جدا میکنند و آن را روی قفس دیگری در شهر دیگری قرار میدهند، میبینم وقتی که این پرنده میره تو آسمان چند تا چرخ میزنه بعد چند هفته به این جوجهای که فرزندش بود میرسه، از کجا پیدا کرده چه قدرت مسیریابی داشته، چگونه، این GPS این چه جوری کار میکنه؟
دقیقاً ما قویتر از اون هستیم برای رسیدن به خواستههامون. قدرت مطلق به ما مسیری داده تا ما توی اون مسیر قرار بگیریم. ما ۱۰۰ برابر قویتر از حیوانات هستیم. ما خلیفه سرزمین وجود خودمان هستیم. ماییم که بهترین را میتوانیم برای خودمان رقم بزنیم. ما خدای زندگی خودمان هستیم. تنها کسی که میتواند بیچارگی، فقر، بدبختی یا موهبت الهی، ثروت، نعمت و سلامتی را به ما بده، خود ما هستیم.
هیچ کسی دیگری نمیتواند برای ما کاری بکند. این توحید برای ما وجود دارد که ما یکی هستیم و خدای ما یکی است. خدای درونی ما یکی است، خدایی که ما به او متصلیم. باید با تمام وجودمون با احساس تمام وجودمون بفهمیمش. ما هر ضربهای که داریم میخوریم از کفرمان است. ما هر معضلی که برامون به وجود میاید، از کفر. خودمونه که برای همین به پناه قدرت مطلق میپنداریم. از جهل و نادانی، که بزرگترین دشمن ماست، مرتبه داریم. اگر در این مسیری که میخواهیم آغاز کنیم، هدفی داشته باشیم و هدفمون این باشد که به آن مقصد برسیم، دیگر افراد و نظرات آنها را کنار میگذاریم.
از آنجا که ما تمایل داریم به سوی هدفمان پیش برویم. بسیاری فکر میکنند که نتایج بزرگ از حرکات بزرگ ناشی میشود. اتفاقاً بر خلاف این، نتایج بزرگ از تصمیمهای کوچک و درست گرفته میشود. موفقیت به معنای گرفتن تصمیمهای صحیح و مشاهده نتایج آن در طول مدت زمان است. شکست به معنای گرفتن تصمیمات اشتباه در مدت زمان است. در اصل، شما باید در جریان یک دوره طولانی در حوزه کسب و کار خود، تعداد تصمیمات اشتباه خود را به حداقل برسانید. آیا تصمیمهایی که میگیرید میتوانند به پیشرفت یا شکست کسبوکار شما منجر شوند؟
دلیلی که این رو گفتم این بود که با نوشتن افکارتان، خواستههایتان روشن شود و شما با خودتان آشناتر شوید. بسیاری از ما فکر میکنیم که این بدن ما هستیم، اما واقعاً این بدن ما نیست، بلکه فقط به ما لباسی داده شده است که پوشیدهایم و این ابزاری است برای آزمون ما در دنیای فانی. به ما گفته شده است که سوار جهان شویم و شهر وجودی خودمان را کشف کنیم. من در قالب زمان به تکامل شخصیتم پرداختهام و این فرصت را دارم که واقعیت وجودی خودم را بشناسم.
در صورتی که انیمیشن “شاهزاده کوچولو” را دیدهاید، ممکن است کتابش را نیز دوست داشته باشید. پیشنهاد میکنم حتماً این انیمیشن را ببینید، زیرا دقیقاً نشان میدهد که انسانهای گرفتار در سیاره خود، آسیبها و چالشهای مشترکی دارند. بعضی افراد فقط به خرید فکر میکنند، بعضی فقط به کار، بعضی تنها به فرمانروایی و بعضی به صرفاً برنامهریزی یا زمانبندی مشغولاند.
آنگونه که انیمیشن شاهزاده کوچولو نشان میدهد، انسانها گرفتار در حلقههای زمانی، حلقههای فکری و حلقههای وجودی خودشان هستند. بزرگترین موهبت درسی ما بزرگترین شرایط درسی ماست. اگر به این مباحث ادامه دهیم و روی خودمان کار کنیم، میتوانیم افرادی که واقعاً به دنبال رشد هستند را شناسایی کنیم و از طریق واتساپ یا تلگرام با آنها در تماس باشیم تا بتوانیم به آنان کمک کنیم تا فوکوس خود را بر روی اهداف خود قرار دهند. لذت بردن از یادگیری و انتقال انرژی تجربه خوشایندی است، همانطور که برخی از افراد لذت میبرند و از گوش دادن به فایلها انرژی میگیرند. حالا به سمت جلو پیش میروم، تغییری امکانپذیر نیست و همه مشغول به گوش دادن یک موضوع، تماشای یک مطلب برنامهریزی شدهاند. با هم دور هم هستیم و لحظات خوبی را با هم میگذرونیم.
من تمایل دارم یک مسیر جدیدی رو بسازم و یک حرکت جدید روشروع کنم. افرادی که دوست دارند، میتوانند در پی وی به من پیام دهند تا مشخص شود که چه کسانی در این مسیر حضور دارند و چگونه میتوانیم این مسیر را ادامه دهیم.
بخاطر فرصتی که به من برای خدمت دادن دادید، سپاسگزارم. از قدرت مطلق خواهانم که ما را در مسیر صراط مستقیم، آن مسیری که پر از نعمت و ثروت است، هدایت کند. از قدرت مطلق پناه میبرم تا از جهل و نادانی در امان باشیم. از همه دوستانم سپاسگزارم؛ خدایارونگهدارتون.
بیشتر بخوانید: قصه روز الست