مناجات قدرت و آگاهی
- خدایا… هرگاه میخواهم انگشت اتهام به سوی دیگران یا شرایط بیرون دراز کنم ، یادم بینداز که نیروی حقیقی نه در دستان آنها، که در کفِ توانِ من است.
در گزینشِ هر فکر، در کانونِ توجهم، در هر احساسی که پرورش میدهم، و در هر باوری که در دل و ذهنم میکارم. امروز، این مسئولیتِ شیرین را تمام و کمال میپذیرم تا آزادیِ واقعیام را بیابم؛ چرا که تا وقتی دیگران و شرایط را آفرینندهی زندگیِ خود بدانم، اسیرشان ساختهام. اما وقتی بفهمم که خالقِ سرنوشتِ خویشم، توانا، رها و سازنده میشوم.
پروردگارا… میدانم که دیگران میتوانند رفتار کنند، سخن بگویند یا قضاوت، اما این من هستم که انتخاب میکنم چه پاسخی بدهم. این من هستم که معنای رویدادها را میسازم. این من هستم که تصمیم میگیرم از هر موقعیتی قربانی بیرون آیم یا پیروز.
خدای مهربان… چشمی به من بده که به جای محدودیتها، بر امکاناتِ بیکرانم متمرکز شود. قلبی به من عطا کن که به جای شکایت، بر تواناییهای درونیام تکیه کند.
هرگاه خواستم بگویم: «به خاطر فلان شخص یا فلان رویداد شکست خوردم»، مکثی کنم، نفسی عمیق بکشم و به خود یادآوری کنم که هیچکس نمیتواند زندگی مرا بسازد، مگر خودم. هیچکس نمیتواند به جای من بیندیشد، احساس کند، انتخاب کند یا معنای زندگیام را تعیین نماید.
امروز… دوباره انتخاب میکنم. انتخاب میکنم مسئولِ زندگیام باشم. انتخاب میکنم هر روز آگاهانه افکارم را برگزینم، احساساتم را مثبت نگه دارم و باورهایم را همچون باغبانی دلسوز، هرس و آبیاری کنم.
خدای من… سپاسگزارم که مرا بهسانِ خودت، با قدرتِ آفرینش آفریدی. با توانِ شکلدادن به شرایط و رویدادها. یادآورم باش که وقتی شکوه میکنم، در حقیقت، قدرتِ خالقانهی خود را انکار کردهام.
اما وقتی با عشق، مسئولیتِ زندگیام را میپذیرم، به خالقی تبدیل میشوم که میتواند سرنوشتش را با دستانِ خود بنویسد.
پروردگارا… رابطهی من با تو، هرگز—هرگز—گسسته نمیشود. نه با گناه، نه با اشتباه، نه با غفلت، و نه حتی با شک و تردید. تو همواره با منی، از رگِ گردن به من نزدیکتری، و من—خواه بدانم، خواه ندانم—همیشه در آغوشِ تو هستم.
اما تفاوتِ واقعی آنجاست که آگاه باشم و این حضور را حس کنم. آنگاه است که این یقین، مرا با ایمان و اطمینان به پیش میراند.
ای مهربانترین… هرگاه به لحظاتی فکر میکنم که احساس تنهایی کردم، میفهمم که آن تنها توهمی ساختهی ذهنم بوده است. تو همیشه و در هر حال، هدایتگر من هستی—و این، بزرگترین نعمتی است که هر روز میتوانم برایش شکرگزار باشم.
خدای من… امروز میفهمم که همهچیز برای رشد و حرکتِ من همینجا و همینالان فراهم است. دیگر منتظرِ روزِ موعود نمیمانم، چرا که تو مرا چنان قدرتی بخشیدهای که حتی از همین وضعیتِ کنونی میتوانم آغاز کنم و پیش بروم.
پروردگارا… چشمی به من بده که به جای کمبودها، نعمتهایم را ببیند. قلبی به من عطا کن که به جای حسرت، برای داشتههایم سپاسگزار باشد. امروز تصمیم میگیرم از همین نقطه شروع کنم—حتی با کوچکترین قدمها. میدانم که هر گام، هر انتخابِ آگاهانه، مرا به سوی زندگیِ دلخواهم پیش میبرد.
خدای مهربان… امروز با شجاعت میپذیرم که این من بودم که با افکار، باورها و احساساتم، دنیای کنونیام را ساختم—و این من هستم که با اندیشههای امروزم، فردا را میآفرینم.
میدانم که هرچه اکنون میبینم، ثمرهی دیروزِ من است، و هرچه فردا خواهد شد، از بذرهای امروزِ من میروید.
ای خداوندِ علیم… هرگاه ذهنم درگیرِ چگونگیها شد، یادآورم کن که لازم نیست همهی راه را از پیش ببینم. فقط کافیست به تو توکل کنم و گامِ بعدی را که به من نشان میدهی، بردارم.
تو در پشتِ صحنه، هزاران جزئیات را میچینی تا آرزوهایم را به بهترین شکل محقق کنی—فقط شرطش این است که اسیرِ ظاهرِ امروز نشوم و باور کنم که همهچیز در حالِ بهبود است.
پروردگارا… امروز میخواهم از چیزهایی بگذرم که در لحظهی وداع با این دنیا، بیارزش خواهند بود. به من بینشی عطا کن تا بدانم چه چیز واقعاً مهم است و چه چیز تنها سایهای گذراست.
هرگاه ذهنم درگیرِ مسائلِ کوچک شد، یادآورم کن که این نگرانیها ارزشِ بههمریختنِ آرامشم را ندارند.
خدای مهربان… امروز این حقیقت را در ژرفای وجودم حک میکنم: افکار و احساساتم، جهانم را میسازند. هر فکر، هر احساس، انرژیای است که واقعیتِ آیندهی مرا شکل میدهد. پس انتخاب میکنم که همچون باغبانی هوشیار، تنها بذرهای امید، عشق و ایمان بکارم.
ای خدای آگاه… سپاسگزارم که به من آموختی قدرتمندتر از آنی هستم که فکر میکنم. امروز با قلبی باز و روحی آگاه، قدم برمیدارم—چون میدانم تو همواره با منی، و این همراهی، بزرگترین پشتوانهی من است.
آمین…