پله نهم
جهان بینی توحیدی (خودآ و خدا )
سلام دوستان. من مسافر این دنیا و همسفر شما هستم.
سپاسگزار قدرت مطلق خداوندم که به من فرصت عطا کرد تا به آگاهی بپردازم.
در پلۀ توحید، یعنی پلۀ نهم (پلۀ خودآ و خدا)، از مقولۀ توحید سخن میگوییم.
نخستین گام آن است که بدانیم وجود داریم؛ باید باور کنیم که این حیات، فرصتی است دادهشده و ما در برابر آن مسئولیم. سرنوشت ما، انتخاب خیر و شر، و رسیدن به عظمت انسانی، همه به دست خود ما سپرده شده است.
عظمت انسان در قرآن
عظمت انسان را در آیات گوناگونی بازمییابد:
*سورۀ اسراء، آیه ۷۰: «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا»
«به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکبها) حمل کردیم و از چیزهای پاکیزه روزیشان دادیم و بر بسیاری از آفریدگان خود برتری آشکار بخشیدیم»
این یعنی انسان امکاناتی فراتر از سایر موجودات، چون قدرت تفکر، تعقل و شعور دارد.
*سورۀ تین، آیه ۴: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ»
«به راستی انسان را در بهترین صورت و نظام آفریدیم»
*سورۀ اعراف، آیه ۱۱: «وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ»
«به راستی شما را آفریدیم، سپس صورتبندی کردیم، آنگاه به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده کنید! همگی سجده کردند جز ابلیس که از سجدهکنندگان نبود»
این آیه جایگاه والای انسان و فرمان سجده به او را نشان میدهد. اگر این آیات نبود و جایگاه «خلیفة اللهی» ما مشخص نمیشد،
در این عالم گم بودیم. ما در جهانِ دیدنی، ذرهای غبار بیش نیستیم، اما خداوند با کتاب رحمانیاش این بزرگی و جایگاه را به ما شناسانده است.
انسان، خلیفه و روح خدا
سورۀ حجر، آیات ۲۸ و ۲۹ میفرماید:
«وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿۲۸﴾
پس چون او را درست کردم و از روح خود در او دمیدم، برای او به سجده درافتید.
«فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ» ﴿۲۹﴾
و هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشری از گِل خشک، از لجن سیاه و بدبو میآفرینم.
خداوند میفرماید: «من از روح خود در او دمیدم»؛ این نشان دهندۀ عزیز و گرانبها بودن انسان است.
همچنین سورۀ مؤمنون، آیات ۱۲ تا ۱۴:
«وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ» ﴿۱۲﴾
و به راستی انسان را از عصارهای از گِل آفریدیم
و به راستی انسان را از عصارهای از گِل آفریدیم
«ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ» ﴿۱۳﴾
سپس او را نطفهای در جایگاهی استوار قرار دادیم.
ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ ۚ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ ﴿۱۴﴾»
آنگاه نطفه را علقه (خون بسته) و علقه را مضغه (چیزی شبیه گوشت جویده) و مضغه را استخوانهایی ساختیم و استخوانها را با گوشت پوشاندیم. سپس آن را آفرینشی دیگر دادیم. پس بزرگ و برتر است خداوند که بهترین آفرینندگان است.
خداوند خود را «أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ» میخواند، که بر عظمت آفرینش انسان دلالت دارد.
انسان خالق خود؟
مسافر (آقای مهندس دژاکام) میگوید «انسان خالق خودش است»، اما این به معنای استقلال از خدا نیست.
«اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ» (سورۀ زمر، آيه ۶۲)؛ خدا آفرینندۀ همه چیز است.
منظور آن است که انسان تنها موجودی است که با اختیار و اراده، نفس و سرنوشت خود را میسازد. او میتواند مهندس شود یا کارگر، معلم شود یا بیکار، مهربان باشد یا حسود. این تقدیرِ نفسانی، به دست خود اوست.
انسان مخلوق خداست، اما وابسته و درعینحال مختار است و مسئولیت خوشبختی و بدبختیاش کاملاً بر عهدۀ اوست.
این حقیقت، مفهوم «انا الحق» منصور حلاج را نیز روشن میکند. حلاج آنچنان غرق در نور الهی و عشق به وحدت وجود بود که خدا را در خود میدید و فریاد «انا الحق» سر داد.
این همان شعورِ «ما از خداییم و به سوی خدا میرویم» است.
قرآن و اختیار انسان:
*سورۀ نجم، آیه ۳۹ «وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ»
و اينكه براى انسان جز حاصل تلاشش نيست.
*سورۀ إسراء، آیه ۱۳ «وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ ۖ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنشُورًا»
و سرنوشت هر انسانى را به گردنش بستهايم و روز قيامت براى او كتابى (نامه عمل) بيرون مىآوريم كه آن را گشوده مىبيند.
*سورۀ رعد، آیه ١١: «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ»
به راستی خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد، مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.
هر تحولی، از درون خود تو آغاز میشود. ·
*سورۀ نجم، آیه ٣٩: «وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ»
و اینکه برای انسان، جز حاصل تلاشش نیست. این حجتِ تلاش و اختیار توست.
*سورۀ إسراء، آیه ١٣: «وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ …»
و سرنوشت هر انسانی را به گردنش بستهایم (و نتیجه اعمالش را به او نشان خواهیم داد). هرچه میکنی، به خودت بازمیگردد.
لا اله الا الله شهادت «لا إله إلا الله»، کلید درهای بهشت و راه رستگاری است. این ذکر، نفی هرگونه شرک و تکیه بر غیرخداست.
وقتی به قدرت مطلقِ الله باور داشته باشی، دیگر از مدیر، همسر، فرزند، یا هیچیک از اسباب دنیوی نمیترسی و آنها را در جایگاه خدایی نمینشانی.
تکیهگاه حقیقی، تنها خداست.
اگر تو جایگاه «خلیفة الله» بودن خود را بشناسی و به نام قدرت مطلق او کارها را آغاز کنی، هیچچیز جلودارت نخواهد بود.
خدایا شکرت برای این آگاهیها
وقتی با نور تو میدرخشم، از تمام دلواپسیها آرام هستم. نام پرعشق تو همیشه بر زبانم جاریست. تو خالق شادی و فردایی.
1 دیدگاه