روز یازدهم : یک صبح فرحبخش
بامدادان که از خواب برمیخیزید، از این که زنده اید، می اندیشید، لذت میبرید و عشق میورزید احساس خوشبختی کنید.
مارکوس اورلیوس (۱۲۱-۱۸۰) امپراتور روم
برای آنکه مطمئن شوید روزی که در پیش دارید روزی فرحبخش است، باید صبحتان را از قدرشناسی سرشار کنید. وقتی شکرگزاری را با برنامه های عادی صبحگاهیتان می آمیزید، نتیجه ی مثبت آن را در طول روز احساس خواهید کرد.
روز یازدهم: معماری سپیدهدم؛ چگونه صبح خود را به آهنربای خوشبختی تبدیل کنیم؟
۱. حکمت امپراتور:
بیداری در آغوش هستی همانطور که «مارکوس اورلیوس»، امپراتور و فیلسوف رواقی، میگوید: «از اینکه زندهای، لذت ببر و عشق بورز.» او بر یک نکتهی کلیدی تأکید دارد: «آگاهی از بودن». بسیاری از ما وقتی بیدار میشویم، اولین چیزی که به ذهنمان میرسد، «لیست وظایف»، «نگرانیهای مالی» یا «مشکلات روز» است. ما با این کار، از همان لحظهی اول، فرکانس خود را از «خوشبختی» به «اضطرار و استرس» تغییر میدهیم. اورلیوس به ما یاد میدهد که بیداری، نه شروع یک جنگ، بلکه جشن یک «بودن» است.
۲. فرکانس پیشدستانه:
«وقتی شکرگزاری را با برنامههای عادی صبحگاهیتان میآمیزید، نتیجهی مثبت آن را در طول روز احساس خواهید کرد.» در علم انرژی، ما دو نوع حالت داریم: حالت واکنشی : منتظر میمانی تا اتفاقی بیفتد (مثلاً ترافیک، یا یک حرف تلخ) و بعد واکنش نشان میدهی. در این حالت، تو «فرزند شرایط» هستی.
حالت کنشی :
تو با سپاسگزاری، «فرکانس محیط» را تنظیم میکنی. تو با سپاسگزاری صبحگاهی، یک «سپر انرژیایی» دور خودت میکشی. وقتی روز با سپاسگزاری شروع شود، مغز تو در تمام طول روز، به دنبال «دلیلهای بیشتری برای سپاسگزاری» میگردد (این یعنی فعال شدن سیستم فعالساز مشبک یا RAS در مغز).
۳. تلهی «بیدار شدن ماشینی»:
بسیاری از ما در یک «چرخهی تکراری و ماشینی» زندگی میکنیم. بیدار شدن، چک کردن گوشی، قهوه، و شروع دویدن در مسیر روزمره. این «خلاء آگاهی» در صبح، فضایی است که «فکرهای منفی» و «نگرانیها» در آن لانهسازی میکنند. اگر صبح تو «خالی» از سپاسگزاری باشد، آن فضا با «شکایت» پر خواهد شد.
تمرین عملی امروز (روز یازدهم): امروز قرار است «معماری سپیدهدم» را تمرین کنیم. هدف ما این است که از حالت «بیدار شدن ماشینی» به حالت «بیداری آگاهانه» تغییر وضعیت دهیم.
1. تمرین «سه نفس سپاسگزارانه»:
امروز، به محض اینکه چشمانت را باز کردی و قبل از اینکه حتی پایت را از زیرِ پتو بیرون بیاوری، ۳ نفس عمیق بکش. با هر نفس، یک دلیل ساده برای «زنده بودن» در دلت تکرار کن.
نفس اول:«سپاسگزارم که امروز فرصت یک روز جدید را دارم.»
نفس دوم: «سپاسگزارم برای این بدن سالم که مرا به این جهان آورده است.»
نفس سوم:«سپاسگزارم برای آرامش این لحظهی سکوت.»
هدف: این کار، سیستم عصبی تو را از حالت «جنگ یا گریز» به حالت «آرامش و دریافت» هدایت میکند.
2. تمرین «آیین صبحگاهی جدید»:
امروز، یک بخش کوچک (حتی فقط ۵ دقیقه) را به «سپاسگزاری کلامی» اختصاص بده. این میتواند در حین نوشیدن چای یا قهوه باشد. در حالی که اولین گرمای داخل بدنت را حس میکنی، بلند یا زیر لب بگو: «امروز روز من است و من برای تمام نعماتی که در انتظارم است، از پیش سپاسگزارم.»
3. تمرینِ «خداحافظی با گوشی در نخستین ساعت» :
امروز، در اولین ساعت بیداری، اجازه نده دنیای بیرون (ایمیلها، اخبار، شبکههای اجتماعی) فرکانس تو را تعیین کند. اجازه نده «شکایتهای دیگران» یا «نیازهای دنیا»، سپیدهدم تو را آلوده کند. این ساعت طلایی متعلق به «ارتباط تو با خودت و خالق هستی» است.
یادداشت مسافر: «صبح، بوم نقاشی توست. امروز، با رنگهای سپاسگزاری، اولین خطوط روز خود را بکش.»
16 دیدگاه ها