روز بیست و سوم : هوای دلپذیری که تنفس میکنید
این مسأله کاملاً حقیقت دارد که یک روز برای قدم زدن در هوای فرحبخش صبحگاهی از خانه بیرون بیایید و هنگام بازگشت آدم دیگری باشید، افسون شده و مجذوب!
مری اِلن چیس (۱۸۸۷ – ۱۹۷۳) آموزشگر و نویسنده
چند سال پیش اگر کسی به من میگفت برای هوایی که تنفس میکنم، قدرشناس باشم، بی هیچ تردیدی فکر میکردم آن شخص دیوانه شده است. این موضوع هیچ حسی را در من برنمی انگیخت؛ چرا بر روی زمین کسی باید برای هوایی که تنفس میکند، شکرگزار باشد؟
روز بیست و سوم: انقلاب در «بدیهیها»؛ چگونه با سپاسگزاری برای «آنچه هست»، مسیر را به سوی «آنچه میخواهیم» باز کنیم؟
۱. فریب «بدیهیانگاری»
بزرگترین دشمن فراوانی، «بدیهیانگاری» است. وقتی فکر میکنیم هوا، خورشید، ضربان قلب و نفس کشیدن «حق» ماست یا «بدیهی» است، در واقع داریم از جریان انرژی آن جدا میشویم. وقتی چیزی را بدیهی میپنداری، ارتعاش تو در مورد آن به «صفر» میرسد. اما وقتی برای آن سپاسگزاری میکنی، آن را دوباره «زنده» و «پرانرژی» میکنی.
۲. جادو «تغییر وضعیت هستی»
نقلقول «مری الن چیس» یک حقیقت روانشناختی دارد: «وقتی نگاهت به جهان تغییر کند، خود تو تغییر خواهی کرد.» کسی که برای هوای صبحگاهی شکرگزار است، با فرکانس «کافی بودن» و «رضایت» زندگی میکند. و طبق قانون ارتعاش، جهان بیرون دقیقا همان چیزی را به او بازمیگرداند که در درونش حس میکند: «بیش از آنچه دارد».
۳. از «دریافتکننده» به «جذبکننده»
وقتی برای هوای اطراف سپاسگزاری میکنی، تو در واقع داری تمرین میکنی که «در هر لحظه، آماده دریافت باشی.» این تمرین، ظرفیت روانی تو را برای دریافت آرزوهای بزرگت (آن ۱۰ مورد لیست) بالا میبرد. اگر نتونی برای هوایی که همین الان در ریههایت هست سپاسگزار باشی، چطور میخواهی برای ثروت یا عشق بزرگتر سپاسگزاری کنی؟
تمرین عملی امروز (روز بیست و سوم):
امروز، قرار است «دیوانگی آگاهانه» را تجربه کنی!
1. تمرین «توقف در میانه جریان»:
امروز، ۳ بار در طول روز، در میانه کارهای خود ناگهان بایست. حتی اگر در صف بانک هستی یا در حالِ پیادهروی. یک نفس عمیق بکش. هوایی را که وارد ریههایت میشود، حس کن. به خودت بگو: «سپاسگزارم برای این نفس. سپاسگزارم برای این جریان حیات که هماکنون در من جاری است.»
2. تکنیک «بازبینی بدیهیها»:
یک لیست کوتاه (فقط ۳ مورد) از چیزهایی که فکر میکنی «باید» باشند و «حقِ» تو هستند (مثلا: برق، آب، قدم زدن، تواناییِ دیدن) تهیه کن. سپس برای هر کدام، یک جمله سپاسگزاری عمیق بنویس که از ته دل باشد، نه فقط از روی وظیفه.
3. پیادهروی «افسونشده»:
اگر فرصت داری، امروز ۱۰ دقیقه در فضای باز قدم بزن. اما با یک شرط: «بدون گوشی، بدونِ هدف، بدونِ فکر به آینده.» فقط و فقط به دنبالِ زیباییها در جزئیات بگرد (رنگ یک برگ، حس نسیم روی پوست، صدای پرندگان). سعی کن با تمام وجود خود، «شگفتزده» شوی.
یادداشت مسافر:
«معجزه در اتفاقات بزرگ نیست؛ معجزه در این است که تو بتوانی در میانه امور عادی، شکوه هستی را ببینی.»
6 دیدگاه ها