روز دوازدهم : انسانهای توانمندی که تغییری ایجاد کردهاند
برخی مواقع فروغ ما به خاموشی میگراید و با بارقه ای از شخصی دیگر دوباره روشن میشود. هرکدام از ما باید با قدردانیِ عمیق به آنانی بیندیشیم که شعلهی درون ما را روشن و زنده نگه میدارند.
دکتر آلبرت شوایتزر (۱۸۷۵-۱۹۶۵) برنده ی جایزهی نوبل سرپرست هیئت پزشکی برای محرومان – فیلسوف
همه ی ما در لحظات بخصوصی از زندگی که نیاز به کمک داشته ایم، از دیگران کمک و راهنمایی و حمایت دریافت کردهایم. گاهی اوقات شخصی دیگر با تشویق یا راهنمایی و یا با حضوری به موقع زندگی ما را تغییر میدهد. بعد زندگی پیش میرود و ما لحظاتی را که کسی طیِ آنها زندگیمان را تغییر داده است فراموش میکنیم.
گاهی اوقات حتی تأثیر دیگران را از یاد میبریم؛ مدتها بعد که به زندگیمان نگاه میکنیم، درمییابیم که آن شخصِ به خصوص در زندگیِ ما چه نقش محوریِ شگرفی داشته و به صورت فوق العاده ای زندگیمان را دگرگون کرده است
روز دوازدهم: معماران نور؛ قدرشناسی از کسانی که شعله درونمان را روشن کردند
۱. فلسفه «بارقه روشنکننده»:
همانطور که «آلبرت شوایتزر» میگوید: «فروغ ما گاهی به خاموشی میگراید و با بارقهای از شخصی دیگر، دوباره روشن میشود.» زندگی، یک مسیر هموار نیست؛ ما در تاریکیهای مختلفی (شکستهای عاطفی، بحرانهای مالی، یا تردیدهای وجودی) دچار خاموشی میشویم. در آن لحظات، گاهی یک «کلمه»، یک «نگاه» یا یک «حضور ساده» مانند یک جرقه کوچک، کل موتور زندگیِ ما را دوباره به حرکت در میآورد. این افراد، «معماران پنهانِ» سرنوشت ما هستند.
۲. تله «فراموشی اثر»:
«ما لحظاتی را که کسی زندگیمان را تغییر داده، فراموش میکنیم.» این فراموشی، نتیجه «سازگاری روانشناختی» است. وقتی وضعیت ما از تاریکی به روشنی میرسد، مغز ما تمایل دارد فکر کند که «این موفقیت، صرفاً تلاش خود من بوده است». این یعنی ما اثر «دیگران» را از معادلات زندگیمان حذف میکنیم. اما از نظر انرژی، این کار باعث میشود که ما در یک «جزیره منزوی» قرار بگیریم و جریان نعمات اجتماعی و انسانی زندگیمان کند شود.
۳. قدرت «تأیید متأخر»:
بسیاری از ما، سالها بعد، وقتی به عقب نگاه میکنیم، تازه میفهمیم که یک معلم دوران کودکی، یا یک دوست قدیمی، چگونه مسیرِ ما را تغییر داده است. این «درک متأخر»، فرصتی است برای «تسویه حساب انرژیایی» و تبدیلِ یک خاطره به یک «نور جاری».
تمرین عملی امروز (روز دوازدهم):
امروز قرار است «نقشه معماران زندگی» را ترسیم کنیم. هدف ما این است که از حالت «انسان مستقل و منزوی» به حالت «انسان متصل و قدرشناس» تبدیل شویم.
1. تمرین «نقشه معمارانِ نور»:
امروز، در سکوت خود، به عقب نگاه کن. حداقل ۳ نفر را پیدا کن که در لحظات حساس یا بحرانی زندگیات، مانند یک «بارقه» در تاریکی تو ظاهر شدهاند. آنها میتوانند یک معلم، یک والد، یک دوست، یا حتی یک غریبه باشند که کلامی به تو گفت. در دفترچه یا ذهن خود، بنویس: «آن شخص چه کاری کرد؟» و «آن کار، چه شعلهای را در درونِ من روشن کرد؟»
2. تمرین «ارسال بارقه سپاسگزاری»:
یکی از آن ۳ نفری که انتخاب کردی (ترجیحا کسی که ارتباطت با او هنوز برقرار است)، انتخاب کن. یک پیام کوتاه، یک تماس یا یک ایمیل برای او بفرست.
نکته: نباید از او چیزی بخواهی. فقط بگو: «امروز یاد تو افتادم و یادم آمد که چقدر حضور تو (یا کلام تو در فلان موقع) برای من ارزشمند بود و زندگیام را تغییر داد. از تو ممنونم.» این پیام، مانند بازگرداندن نور به منبع آن است.
3. تمرین «تأیید درونی اثر»:
برای آن کسانی که دیگر دسترسی به آنها نداری یا از دنیا رفتهاند، یک «آیین سپاسگزاری درونی» انجام بده. در خلوت خود، با تمام وجود، برای آنها آرزوی خیر و فراوانی کن. تصور کن که نور سپاسگزاری تو، مانند یک رشتهی انرژی، از قلب تو به سمت آنها حرکت میکند. این کار، گره ناتمام سپاسگزاری را در سطح روح تو باز میکند.
یادداشت مسافر: «ما از تکههای نور دیگران ساخته شدهایم؛ با سپاسگزاری، این نور را در همهی جهان منتشر کن.»
15 دیدگاه ها