روز هفتم : راههای خروج از منفی بودن
یک انسان قدرشناس در تمام حالات سپاسگزار است.
هر موقعیت منفی، خواه یک رابطهٔ پُر دردسر باشد یا نبود سلامتی یا مشکلِ کاری، ناشی از نبود سپاسگزاری به مدت طولانی است. اگر ما برای چیزهایی که در زندگیمان هست شکرگزار نباشیم، به صورت ناخودآگاه وجود آنها را برای همیشه تضمینی خواهیم دانست. همیشه مهیا دانستن چیزها مقدمهٔ رخدادهای منفی است، چرا که در این شرایط ما از وجود آنها شکرگزار نخواهیم بود و کارایی نیروی قدرشناسی را در زندگیمان متوقف میکنیم. همانطور که شکرگزار بودن باعث موفقیتآمیزتر شدن زندگی ما میشود، تضمینی دانستن وجود چیزهای مختلف هم سبب نزول و افت میزان موفقیت در زندگی میشود.
روز هفتم: بازگشت از تاریکی؛ خروج از چرخهی منفیگرایی و تله «تضمین کردن»
۱. ریشهیابی منفی:
چرا زندگی از مسیر خود خارج میشود؟ بسیاری از ما فکر میکنیم اتفاقات منفی (مثل بیماری، دعوای با شریک زندگی، یا بحران مالی) از آسمان نازل میشوند. اما حقیقت این است که این اتفاقات، «پیامآورهای فرکانسی» هستند.
تلهی «تضمین کردن» :
وقتی چیزی (سلامتی، عشق، پول، یا حتی آرامش) را به عنوان یک حق مسلم و بدیهی میپذیری، در واقع داری از نظر انرژی، آن را «بیارزش» جلوه میدهی. در دنیای انرژی، وقتی چیزی را بدیهی بدانی، یعنی دیگر برای حفظ آن «جستجو» نمیکنی و دیگر «فرکانس دریافتش» را هم نداری.
قانون زوال نادیده گرفتهشدگان:
هر چیزی در جهان، برای باقی ماندن به «تغذیه» نیاز دارد. غذا نعمات زندگی، «توجه و شکرگزاری» است. وقتی شکرگزاری را متوقف میکنی، نعمتی که داشتی، از نظر انرژی شروع به «زوال» میکند تا زمانی که به صورت یک اتفاق منفی (مثل از دست دادن آن)، دوباره توجه تو را جلب کند.
۲. پیوند مستقیم: عدم سپاسگزاری = رخداد منفی
«همیشه مهیا دانستن چیزها، مقدمهی رخدادهای منفی است». در روابط: اگر حضور شریک زندگیات را تضمین کنی و از او سپاسگزاری نکنی، فرکانس «بیارزشی» در رابطه غالب میشود و این یعنی شروع مسیر تنش و جدایی.
در سلامتی: اگر نفس کشیدن و حرکت کردن بدن را بدیهی بدانی، در واقع داری از ظرف حیات خود غافل میشوی.
در کار: اگر تخصص و درآمدت را تضمین کنی، ذهن تو از حالت «رشد» به حالت «ایستایی» میرود و این یعنی شروع سقوط.
نتیجه: منفیگرایی، یک «حالت گذرا» نیست؛ بلکه یک «وضعیت انباشته شده» از سپاسگزاریهای انجامنشده است.
تمرین عملی امروز (روز هفتم): امروز قرار است «کارهای ریشهای» برای پاکسازی فرکانس منفی انجام دهیم. این روز، روز «بازپسگیری توجه» است.
1. تمرین «کشف بدیهیات» :
امروز فهرستی از ۵ چیزی را بنویس که در زندگیات «بدیهی» و «همیشگی» به نظر میرسند. (مثلاً: آب شیر، برق، امکان تماس با دوستان، توانایی دیدن، یا حتی سقفی که بالای سرت است). سپس، برای هر کدام، تصور کن که اگر همین الان این چیز را از تو بگیرند، زندگیات چه تغییری میکند. این کار، «احساس فقدان» را به صورت کنترلشده در ذهن ایجاد میکند تا «ارزش حضور» آن را دوباره درک کنی. در نهایت، برای هر کدام از آنها، یک شکرگزاری عمیق و قلبی انجام بده.
2. توقف «شکایت ناخودآگاه» :
هر زمان که در طول روز، کلمهای از زبان تو برای شکایت یا گلهگزاری (حتی کوچک) خارج شد، بلافاصله یک «توقف ذهنی» داشته باش. از خودت بپرس: «چرا من از چیزی که در حال حاضر دارم، سپاسگزاری نمیکنم؟» و بلافاصله آن شکایت را با یک مشاهدهی مثبت جایگزین کن. (مثلا به جای «چقدر ترافیک بد است»، بگو «سپاسگزارم که خودرو دارم و میتوانم در این مسیر باشم»).
3. مراسم «بازگشت به حضور» در روابط:
امروز، یکی از افرادی را که حضورش را در زندگیات «تضمین کردهای» (یک دوست، همسر، یا اعضای خانواده)، انتخاب کن. بدون هیچ دلیل خاصی، یک پیام کوتاه سپاسگزاری برای او بفرست یا در حضورش، نگاهی پر از قدردانی به او داشته باش. به او نشان بده که تو «حضور او» را بدیهی نمیدانی.
یادداشت مسافر: «منفیگرایی، تنها فریاد نعماتی است که فراموش شدهاند. امروز، با شکرگزاری، نعماتی را که در سایهی عادت پنهان شدهاند، دوباره به نور بیاور.»
19 دیدگاه ها